سروستان پاک ایرانیان

کلسیم

کلسیم یک عنصر ضروری برای گیاه است که بین 2/0 تا 5/0 درصد وزن خشک برگ را تشکیل می دهد. کلسیم نقش مهمی را در ساختمان دیواره گیاهی و اعضای سلولی ایفا می کند(سوپنجانی و همکاران ، 2005). تحقیقات نشان داده اسپری کلسیم نتایج مناسبی در بهبود استحکام سلول گیاهی و تاخیر در فرایند پیری ایفا می کند(فرگوسن ، 1984؛ کانوی ، 1987)، که افزایش عمر گلها بوسیله جلوگیری از سنتز اتیلن توسط کلسیم انجام می شود(الاد و کریشنر ، 1992). کلسیم در جوانه زدن دانه گرده و رشد لوله گرده در بسیاری از خانواده های گیاهی نقش اساسی دارد. اهمیت کلسیم را به دخالت آن در تشکیل دیواره سلولی نسبت دادند، اما نقش آن در پلاسمالما نیز به همان اندازه مشهود است. واضح است که انجام همزمان این وظایف با یکدیگر مغایرتی ندارند. تیمار کلسیم باعث به تاخیر افتادن کاهش پروتیین و فسفولیپید در اعضای سلولی و افزایش فعالیت ATPآز در گلبرگ ها می شود(ملکوتی ، 2001). نفوذ کلسیم به داخل میوه باعث کاهش تنفس و تولید اتیلن، و در نتیجه نگهداری و استحکام میوه و تثبیت فعالیت ACC اکسیداز می گردد(کانوی، 1987). به طور کلی کلسیم مقاومت اندامهای گیاهی را در برابر صدمات مکانیکی، شکستگی، آفات و بیماریها افزایش می دهد و از طرف دیگر در ساخت آنزیم های گیاهی دخالت دارد و همچنین باعث رشد طولی ریشه و شاخه ها نیز می گردد(پیرمرادیان، 1376). نقش عمده کلسیم از نظر کمی در ترکیب ساختار تیغه میانی دیواره سلولی است. کلسیم وقتی با جزء اسیدی پکتین های ژله مانند پیوند می یابد نمک غیر محلولی را تشکیل می دهد و بدین ترتیب ساختاری که قبلا نیمه سیال بود به صورت سختی در می آید. کلسیم همچنین نقش مهمی در تنظیم نفوذپذیری انتخابی غشا سلولی دارد. وقتی گیاه در محیط فاقد کلسیم رشد می کند غشاهای سلولی تراوا می شود و کارایی خود را در جلوگیری از انتشار آزاد یون ها از دست می دهد (ساتر، 1384).
کمبود کلسیم همیشه توسط علایم خارجی مشخص نمی شود و در بسیاری از اوقات گیاهان فقط با کمبود رشد مواجه می شوند. در کمبود کلسیم رشد بافتهای مریستمی متوقف می شود و در ادامه بافت ها از بین می روند. برگهای جوان کلروز نشان می دهند و برگهای پیر برعکس اغلب به رنگ سبز تیره در می آیند و پهنک برگ در آنها بزرگتر می گردد. آسیب ناشی از کمبود کلسیم در سلولهای جوان باعث نرم شدن و تغییر رنگ دیواره سلولها می شود و سپس اجزا تشکیل دهنده دیواره سلولی حل شده و ماده قهوه ای رنگی بوجود می آید که در فضای داخل سلولی تجمع می کند و آوند ها را مسدود می نماید و بدین وسیله از انتقال مواد جلوگیری می کند. بعد از این مرحله آسیب های ثانویه مانند خم شدن و آویزان شدن قسمت بالایی ساقه و قهوه ای شدن رگبرگهای جوان ظاهر می شوند(حق پرست تنها، 1371 ). کمبود کلسیم باعث نمو جوانه جانبی و در نتیجه توقف نمو جوانه انتهایی می شود(حسندخت، 1386). کمبود کلسیم از روی تشکیل ناقص و از هم پاشیدگی قسمت انتهایی گیاه قابل تشخیص است. کلسیم در این حالت نمی تواند از انساج مسن تر خارج گردد و مورد استفاده و رشد قسمتهای جدید قرار گیرد. لازم به یاد آوری است که کمبود کلسیم در گیاهان بندرت آن هم در خاکهای خیلی اسیدی با اشباع کلسیم کم مشاهده می گردد (محمودی و حکیمیان، 1385).
کلسیم عنصری نسبتا غیر متحرک است که به صورت یون Ca2+ جذب می شود. در آوند چوبی از طریق جریان تعرق حرکت کرده و انتقال آن در آوند آبکش محدود می باشد(سید و همکاران، 2007 ). به آسانی به آپوپلاست وارد می شود و به گونهء تعویض شدنی به دیواره سلول و در سطح بیرونی غشاء سیتوپلاسم می چسبد. میزان جذب آن به درون سیتوپلاسم محدودیت بی اندازه دارد و به نظر می رسد که جا به جایی آن با فرایندهای سوخت و سازی ارتباط جزیی دارد. تحرک کلسیم از یک سلول به سلول دیگر و در درون آوند آبکشی بسیار کند است و تنها مادهء غذایی کانی احتمالا بجز بر است که به طور عمده کار خود را در بیرون از سیتوپلاسم یعنی در آپوپلاست، انجام می دهد(مارشنر، 1999). کلسیم به دلیل ظرفیت بالای همآوری، در ساختمان مولکول های درشت قرار دارد(خوشگفتارمنش، 1386). درون گیاه، کلسیم بیشتر به صورت پکتات کلسیم، در دیواره سلولها، یافت می شود و کارش متصل ساختن سلولها به هم است. این ماده، به علت غیر قابل حل بودنش درون بافت ها، باید پیوسته در دسترس گیاه قرار گیرد(خوشخوی و همکاران، 1379). با توجه به غلظت بسیار کم کلسیم در سیتوپلاسم در مقایسه با اندامک های سلولی، این عنصر، نقش پیغام دهنده ثانوی را ایفا می کند. علایم محیطی با فعال کردن کانال های کلسیم غشاء سلولی، سبب افزایش ترشح کلسیم به سیتوپلاسم می شود. افزایش غلظت کلسیم سیتوپلاسم، ناشی از تغییر غلظت اسید آبسیزیک، شدت نور، عوامل بیماریزا و خسارت های مکانیکی است(خوشگفتارمنش، 1386).

1

نقش کلسیم در گیاهان
کلسیم چندین نقش مجزا در گیاهان عالی دارد، که این نقش ها می توانند به چهار بخش اصلی تقسیم شوند: (الف) تاثیر بر دیواره سلولی، (ب) اثر بر آنزیم ها، (ج) اثر بر پوست و (د) اثر متقابل بین کلسیم و فیتوهورمون ها، اگر چه اثر بر آنزیم ها و اثر متقابل بین فیتوهورمون ها ممکن است عمل مشابهی به نظر برسد(بارکر و پیلبام، 2005).
کلسیم در اتصال پلی ساکارید ها و پروتئین های تشکیل دهنده دیواره سلولی نقش دارد(مارسچنر، 1995). کلسیم کوفاکتور آنزیم های آمیلاز و ATP-ase بوده و در پایداری و مقاومت مکانیکی دیواره سلولی و فعالیت نرمال بسته شدن روزنه ها نقش دارد. به عنوان پیغام بر ثانویه در گیاه، به سیگنال های محیطی و هورمون ها واکنش نشان می دهد(دمارتی و همکاران، 1984).این عنصر به فعالیت اکسین کمک کرده و در تقسیم سلولی و طویل شدن سلول ها، جوانه زنی و رشد لوله گرده نقش دارد(فاگریا، 2009).کلسیم اثر تحریکی در نمو تارهای کشنده دارد. همچنین در بهبود و نمو گلدهی، بلوغ و انتقال کربوهیدرات ها از برگ ها به میوها موثر است(مارسچنر، 1995).
کمبود کلسیم
علائم کمبود کلسیم ابتدا در نقاط مریستمی و برگ های جوان ظاهر می شود در صورتی که علائم سمیت ابتدا در برگ های پیر مشاهده می گردد(برقچی و آلدرسون،1996). در خاک های قلیایی معمولا کمبود کلسیم وجود ندارد بنابراین کمبود آن در گیاه، در این خاک ها، به علت حرکت ضعیف آن در گیاه است. کمبود کلسیم در برگ ها معمولا زمانی رخ می دهد که میزان تعرق بسیار پائین باشد. علائم کمبود عمدتا در بخش هایی از قبیل شاخه های جوان که آوند چوبی کمی دارند، دیده می شود. بنابراین فشار ریشه ایی در طول دوره هایی که تعرق صورت نمی گیرد(شب) باید به اندازهء کافی بالا باشد تا کلسیم کافی را برای بخش های جوان ( با تعرق کم) مهیا نماید. در کمبود کلسیم، برگ های جوان به علت از هم پاشیدگی سلول ها و مرگ بافت ها جمع شده(مرکریو، 2007) و به سمت پائین پیچ می خورد(فاگریا، 2009).
گاهی کمبود کلسیم در محلول غذایی منجر به سمیت آمونیوم و تجزیهء بافت آوندی ساقه اصلی گیاه می شود(مایلز و جونز، 1996). میزان بالای آمونیوم، جذب کلسیم یا انتقال آن را در داخل گیاه کاهش می دهد(بابادائی سامانی، 1387).

علائم کمبود در برگهای جوان کاهو به صورت نکروز مشاهده می شود.

2

3

نکروز در تمامی برگهای پیر و جوان خیار (Cucumis sativus.L) توسعه پیدا کرده است.

فیزیولوژی پس از برداشت و کلسیم
عدم تعادل در وضعیت آب گل های بریده برای باعث کاهش عمر پس از برداشت آن می شود(هالوی، 1976). مهمترین علامت های عمومی در عدم تعادل وضعیت آب، پژمردگی، خمیدگی ساقه یا گردن، و باز نشدن کامل گل می باشد(هالوی و مایاک، 1976). چهار جزء فیزیولوژیکی که تعادل آب سلول قویا به آنها وابسته است عبارت از: جذب و انتقال آب، فقدان آب و ظرفیت نگهداری آب بوسیله بافت(بوردت،1970). در این رابطه، افزایش کمبود آب پتانسیل آب در گل را داریم(ایز و همکاران، 1986).
پتانسیل آب بوسیله محتوای آب درون سلول و غلظت محلول در آب درون سلولی حفظ می شود(هالوی ومایاک، 1976). هدف از زوال غشاء سلولی این بوده، که در نتیجه کمبود محلول خارج از سلول، می تواند همکاری منفی ایی در اجزاء بسبب تعادل آب داخل و خارج سلولی داشته باشد(بوروچو و وودسن، 1989).
غشاء سلولی مسئول تنظیم محتوای یون های غذایی و سایر متابولیت های درون سلول بوسیله انتقال دهنده های انتخابی به داخل و خارج سلول هستند. بقای موجودات وابسته به حفظ و نگهداری ساختمان و عمل غشاء سلولی است(روبینستین، 2000). بر طبق اسناد موجود، در گل، زوال غشاء سلول نقش مهمی در پروسه پیری آنها ایفا می کند(آدام و همکاران، 1983; ایز و همکاران، 1986). اشاره شده که شکست غشاء سلولی بر چندین تغییر فیزیولوژیکی که پیری گل و گلبرگ، افزایش تولید اتیلن، محتوای آبسزیک اسید، کاهش بالاگیری ساکارز و کاهش فعالیت ATP آز را هدایت می کنند، مقدم است(بوروچو و وودسن، 1989; ایتزاکی و همکاران، 1990). زوال غشاءهای سلولی ممکن است بعلت کاهش نفوذپذیری غشاء باشد که این تغییر می تواند در نتیجهء کمبود محلول در سلول باشد. چندین تغییر مولکولی و بیو شیمیایی در غشاء سلولی وجود دارد که آن را به طرف کاهش ساختار و عملکرد سوق می دهد(پالیات و دریلدارد، 1992; روبینستن، 2000).
آزمایشات نشان دادند که متابولیت های ناشی از شکست فسفو لیپیدها ممکن است مربوط به افزایش اتیلن سینتتاز باشد(بوروچو و همکاران، 1997). تحقیقات در زمینه فیزیولوژی پس از برداشت پیشنهاد می کنند که کلسیم ممکن است در کنترل پایداری غشاء سلول های گیاهی موثر باشد(لشم، 1992; پالیات و دریلداد، 1992; تورر و همکاران، 1999; روبینستن، 2000). تغییرات درون سلولی و یا تغییر غلظت کلسیم سیتوزول ممکن است محرک کاتابولیسم یا تغییر وضع و تغییر عملکرد اجزاء سلول باشند. کلسیم می تواند به داخل و خارج سیتوزول، از میان پمپ پروتن وابسته به شیب الکترونی در میان غشاء انتقال یابد. در سیتوزول، کلسیم با پیوستن به اجزاء درون سلولی یا جذب به ترکیبات سلولی در غلظت خیلی پایین نگهداری می شود(فرگوسن، 1984). در مقابل، افزایش غلظت کلسیم در سیتوزول ممکن است گیرندهء پروتیین که کالمودولین نامیده می شود را فعال کند، که این تبدیل ممکن است فعال کنندهء آنزیم های کاتابولیک و افزایندهء سرعت مرحلهء پیری باشد(لشم ، 1992). بنابراین پایان تنظیم غلظت کلسیم در سیتوزول، سطح خارجی غشاء پلاسمایی و دیوارهء سلول ممکن است مستلزم به تاخیر انداختن پیری باشد(فرگوسن، 1984).
چندین مطالعه برای تعیین اثر کلسیم روی عمر پس از برداشت در گل های تازه بریده شده برای تعیین نقش آن در به تاخیر انداختن فرایند تخریب در اعضای سلولی انجام شده است(ایتزاکی و همکاران، 1990; مارانگونی و همکاران، 1996; تورر و همکاران، 1999; روبینستین، 2000). مطالعات مختلف نشان دادند که افزودن کلسیم ممکن است طول عمر را افزایش دهد و بیماری های گل های بریده را کنترل کند. کلسیم می تواند به طور مصنوعی قبل از برداشت مطابق بر توصیه های کودی در دسترس گیاه یا گل های بریده قرار بگیرد، و می توان بیش از چندین منبع مختلف شیمیایی استفاده کرد. تحقیقات نشان دادند که افزودن کلسیم به فرم نیترات کلسیم ] [ Ca(NO3)2وکلراید کلسیم (CaCl2) و سولفات کلسیم (CaSO4)، می تواند سرعت پیری را کاهش دهد یا عمر پس از برداشت را طولانی تر کند نتایج تحقیقات چندین پژوهش بر روی گل های شاخه بریدهء، رز(میچلزوک و همکاران، 1989 ;تورر و همکاران، 1999)، گلایول (پروتی و همکاران، 2001)، داوودی و جعفری(پتال و ماناک، 2002)، اطلاعات حاصل از این مطالعات نشان دادند که کلسیم قادر است طول عمر پس از برداشت گل های بریده را افزایش دهد. این افزایش در طول عمر پس از برداشت ممکن است ناشی از به تاخیر افتادن رویدادهای مربوط به پیری، کاهش وزن تر، کاهش آب مصرفی، خمیدگی ساقه، یا جلوگیری از بیماری در طی تکثیر باشد(سرگیو، 2007).
میچلزوک و همکاران (1987) گزارش کردند که تیمار با ترکیب نیترات کلسیم و جوهر مازو در به تاخیر انداختن و کاهش تولید اتیلن در میخک شاخه بریده موثر است. بعلاوه نیترات کلسیم به عنوان محلول نگهدارنده برای افزایش طول عمر گل شاخه بریده رز استفاده می شود(صدیقی وهمکاران، 1995)، همچنین تیمار با کلسیم در گل های شاخه بریده رز باعث کاهش تولید اتیلن بین 50 تا 95 درصد گردیده است(وولپین و الاد، 1991). بررسی اثر ترکیبات مختلف کلسیم روی گیاه ارکیده دندروبیوم، توسط اوتایراتاناکیج و همکاران (2005) نشان داد هر دو تیمار CaOو CaCl2 ریزش گلبرگ ها را نسبت به شاهد کاهش دادند. کلرید کلسیم همچنن باعث افزایش استحکام ساقه های گل های بریده می شود(لوییز و همکاران، 2005). در پژوهشی که توسط سینگ و همکاران (2007) به منظور بررسی پاشش قبل از برداشت بر و کلسیم روی توت فرنگی صورت گرفت مشاهده شد کمترین عملکرد قابل قبول در تیمار شاهد و بیشترین عملکرد در تیمار حاوی کلسیم و بر به دست آمد. در میوه های تیمار شده با کلسیم به تنهایی و یا کلسیم و بر میزان کپک خاکستری نسبت به تیمار شاهد یا تیمار بر به تنهایی، کمتر بود.
کلسیم با استحکام بخشیدن به دیواره سلولی، تنظیم تراوایی غشای سیتوپلاسمی و به تاخیر انداختن فرایند پیری باعث کاهش خسارت بیماری کپک خاکستری در محصولات مختلف از قبیل باقلا و گوجه فرنگی)الاد و وولپین، 1993) خیار ، بادمجان و فلفل(الاد و همکاران، 1993)، و گل رز(بارتال و همکاران، 2001 ; وولپین و الاد، 1991) شده است. اما جذب کلسیم از محلول های غذایی تحت تاثیر اثرات ناهمسازی این عنصر با پتاسیم قرار دارد. به عبارت دیگر افزایش پیوسته پتاسیم در محلول غذایی اثر منفی بر جذب کلسیم توسط گل رز داشته که این مسئله احتمالا به رقابت بین یون ها مربوط می شود(باس و همکاران، 1998).
بر اساس تحقیقات انجام شده نقش فیزیولوژیکی کلسیم در کاهش خسارت بیماری کپک خاکستری بدین ترتیب است که کلسیم در کاهش تولید هورمون اتیلن بوسیلهء گلبرگ ها نقش داشته و بنابراین با جلوگیری از پیری، از توسعهء بیماری کپک خاکستری در گل های بریدهء رز جلوگیری می کند(وولپین و الاد، 1991). نقش دیگر کلسیم به ممانعت از فعالیت های آنزیمی پلی گالاکتوروناز و بدنبال آن کاهش در قابلیت تجزیه پذیری آنزیمی مواد پکتینی موجود در تیغهء میانی ارتباط داده شده است(هامر و اونسن، 1994). از طرف دیگر کاربرد کلسیم منجر به کاهش نشت الکترولیت ها از غشای سیتوپلاسمی به داخل آپوپلاست و سطح گلبرگ ها گردیده و در نتیجه از ایجاد منبع غذایی مناسب برای استقرار و توسعهء عامل بیمارگر جلوگیری می کند(الاد و اونسن، 1995).
مهمترین مشکل رز کوتاهی عمر گلدانی آن است. کلسیم یکی از مهمترین اجزاء دیواره سلولی است که نقش مهمی را در زندگی انبار داری ایفاء می کند. در محصولات باغبانی مشابه مانند سیب، کوددهی قبل از برداشت با کلسیم تیماری مرسوم برای بهبود زندگی انبارداری است. افسنانی و همکاران در این مطالعه اثر کلسیم روی زندگی انباری و طول عمر گل های بریده را مورد ارزیابی قرار داد. در این آزمایش اثر سه غلظت کلسیم ( mM0، 10، 20) را در سه زمان 25، 30 و 40 روز قبل از برداشت مورد بررسی قرار گرفت. بعد از برداشت، گل های بریده در شرایط آزمایشگاهی در آب مقطر نگهداری شدند، فاکتورهای کمی و کیفی مثل سرعت کاهش وزن، سرعت پژمردگی، محتوای کلروفیل برگ، تغییر رنگ گلبرگ و سایر شاخص های دیداری ارزیابی شدند. نتایج نشان داد کوددهی باغلظت 10Mm کلراید کلسیم در 40، 30 و 25 روز قبل از برداشت، باعث افزایش طول عمر گلهای بریده نسبت به شاهد می گردد. 10 روز پس از برداشت گل های تیمار شده با CaCl2 کیفیت خوبی داشتند، در صورتیکه کیفیت گل های شاهد در روز پنجم بعد از برداشت کاهش داشتند(افسنانی و همکاران، 2008).
بر اساس آزمایشی که توسط تیلور و برنن در سال 2008 انجام گرفت اثر تماس چندین فرمولاسیون مختلف کلسیم از جمله کلرید کلسیم، کلسیم آمینو اسید کلات و نیترات کلسیم را طی بکارگیری در طول دورهء رشد و توسعهء میوه هلو، اثر آن را روی کیفیت و زندگی انبارداری آن مورد بررسی قرار دادند. در همه موارد بهبود در استحکام میوه، شکاف پوست میوه و کاهش پوسیدگی میوه پس از برداشت مشاهده شد.
خلیفا و همکاران (2009)، اثر محلول پاشی کلسیم و بور را بر روی سیب بررسی کردند( کلسیم به فرم کلرید کلسیم و بور به فرم اسید بوریک). نتایج نشان داد پاشش اسید بوریک و کلرید کلسیم به تنهایی و به صورت ترکیبی افزایش معنی داری در میزان محصول، کیفیت محصول داشته و تغذیه درخت را نیز بهبود بخشید.
از کلرید کلسیم و نیترات کلسیم به صورت پاشش برای جلوگیری از لکه تلخی روی میوه های سیب استفاده می شود. از دو فرم کلسیم ذکر شده، نیترات کلسیم کمتر سبب سوختگی برگ می گردد. غوطه ور کردن میوه در CaCl2 بلافاصله بعد از برداشت تکمیل کنندهء پاشش های دوره ایی می باشد(نیدهام، 1983).پاشش درختان سیب با نیترات کلسیم در طی فاز توسعهء سلولی سبب افزایش رشد میوه و غلظت کلسیم . نیتروژن در میوهء هنگام برداشت و استحکام میوه ها در زمان برداشت و بعد از انبار داری می گردد(جانسونو همکاران، 2001).
کاربرد نمک کلسیم در میوه های گیلاسPrunus avium L.) (درست قبل از برداشت ممکن است وقوع شکاف پوست که به دنبال بارندگی های سنگین در این زمان اتفاق می افتد را کاهش دهد(گلن و پووایاه، 1989). تعدد کاربرد کلسیم در سرتاسر تابستان باعث بهبود حفظ میوه می شود و CaCl2 نسبت به Ca(OH)2 مناسب تر بوده است، بدین دلیل که Ca(OH)2 می تواند سبب چروکیدگی میوه در فصل گرما شود(مهریوک و همکاران، 1991). تحقیقات اخیر نشان دادند که پاشش CaCl2 با بور با سطح مناسب روی گیاهان توت فرنگی بفاصلهء 5 روز از زمان ریزش گلبرگ ها باعث استحکام بیشتر میوه ها و مقاومت بیشتر نسبت به قارچ بوتریتیس هنگام برداشت می شود، همچنین این میوه ها بعد از 3 روز انبار داری، نسبت به میوه های تیمار نشده غلظت بیشتری از مواد جامد قابل حل و اسیدیتهء قابل تیتراسیون دارند(ووجسیک و لواندوسکا، 2003). تیمار با کلسیم باعث افزایش عمر رومیزی و کیفیت میوه های، بعد از برداشت می شود. برای مثال، تیمار با کلسیم در گوجه فرنگی رقم چری برداشت شده در غلظت 25mM CaCl2 باعث افزایش غلظت آپوپلاستی و کاهش ایجاد شکست پوستی می گردد(لیچتر و همکاران، 2002 ).


برچسب‌ها: کلسیم ,
+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 شهريور 1396ساعت 17:17  توسط سروستان  | 

مواد تنظیم کننده رشد گیاهی

سلول گیاهی علاوه بر آب و مواد معدنی جذب شده از خاک و کربوئیدراتهای تولید شده در فتوسنتز، برای رشد مطلوب به مواد شیمیائی معین دیگری نیاز دارد. از جمله این مواد، ترکیبات آلی به نام هورمون است. هورمون ها فقط به مقدار بسیار جزئی مورد نیاز است و در اغلب موارد توسط خود گیاه به قدر کافی ساخته می شود.
هورمون ماده ای است که در یک بخش از موجود زنده به مقادیر کم تولید می شود و پس از انتقال به بخش دیگر اثرات خاصی بر جای می گذارد. فاصله ای که هورمون انتقال می یابد ممکن است زیاد باشد، مثلا از یک برگ به یک جوانه، یا کمتر مثلا از مریستم انتهائی به سلول های زیر آن و یا حتی ناچیز تر باشد مثلا از یک اندامک به اندامک دیگری در درون سلول. چند گروه عمده هورمون های تنظیم کننده رشد در گیاهان وجود دارد که عبارتند از: اکسین، جیبرلین، سیتوکینین، اسید آبسزیک و اتیلن.
هورمون ها و مواد مصنوعی مترادف آنها در کشاورزی به عنوان مواد کنترل کننده گل دهی، میوه دهی، رسیدن میوه، خواب و ریزش در گیاهان و به عنوان مواد رونق بخش توسعه ریشه و علف کش های انتخابی مصارف زیادی یافته است(زندگی گیاه سبز).
اکسین ها :
بارزترین ویژگی اکسین اثری است که بر روی رشد طولی سلول های ساقه دارد. از اثرات بسیار مهم دیگر اکسین ها نقش آنها در تقسیم سلول، تولید ریشه، ایجاد لایه سواگر(لایه ایی که باعث جدایی دمبرگ و دمگل میوه از محل اتصال می شود)، گل انگیزی، تولید و رشد و رسیدن میوه و سر انجام ایجاد چیرگی جوانه انتهایی می باشد. عامل مهمی که در تاثیر اکسین ها موثر است غلظت این مواد در بافت گیاهی است. به طور کلی حساسیت بافت های مختلف گیاهی نسبت به غلظت اکسین ها با یکدیگر متفاوت است، به عنوان مثال بافت های ساقه، نسبت به اکسین، بیشتر از بقیه بافت ها تحمل دارند، در حالی که بافت های ریشه از همه حساسترند.

4

کاربرد اکسین در باغبانی:
• تنک کردن و جلوگیری از ریزش گل و میوه
• تولید بافت پینه ای(کالوس)
• ریشه دار کردن قلمه ها
• جلوگیری از رشد نرک ها و پاجوش ها
• گل انگیزی و تولید میوه
• رشد طولی شاخه و چیرگی انتهایی(اصول باغبانی)

جیبرلین :
اسید جیبرلیک معروف ترین جیبرلین هاست که وجود آن در بسیاری از گیاهان عالی و پست گزارش شده است. مراکز ساخت جیبرلین ها درون گیاه عبارتند از: انتهای ساقه، قسمت های فعال ریشه، برگ های جوان، میوه های در حال رشد و به ویژه بذر های در حال رشد و رویش.

5

اثرات جیبرلین ها :
جیبرلین ها نیز تقریبا تمام فیزیولوژیکی رشد و تولید مثل گیاهان را به خوبی کنترل می کنند. بارزترین اثر جیبرلین ها ازدیاد رشد گیاهان از طریق طویل ساختن فواصل میان گره ساقه های آنهاست. این تاثیر معمولا همراه با رنگ پریدگی موقتی برگ هاست که اکثرا پس از 10 روز به حال عادی برمی گردند. جیبرلین ها می توانند بسیاری از گیاهان دو ساله بدون ساقه را که برای گل دهی نیاز به سرما دارند، بدون سرما دیدن، وادار به تولید ساقه گل دهنده کنند. نحوه عمل چنین است که در انتهای ساقه هایی که به جیبرلین آغشته شده اند، از طرفی تقسیم سلولی زیاد میشود و از طرف دیگرهر کدام از سلول ها نیز بزرگ می شوند و بدین ترتیب ساقه زشد میکند و گیاه به گل می نشیند.
از اثرات مهم جیبرلین ها شکستن دوره استراحت در بذرهای بسیاری از گونه های گیاهی است.این بذر ها معمولا بدون دیدن دوره معینی از سرما فاقد قدرت رویش هستند. اما خیساندن این بذر ها در محلول جیبرلین باعث جوانه زدن آنها می شود.
با وجودی که جیبرلین ها بیشتر با خاصیت تحریک رشد طولی سلولهای ساقه شناخته می شوند، همانند اکسین ها، قدرت تشدید رشد میوه ها و بزرگ ساختن اندازه آنها را نیز دارا می باشند و در این مورد نیز بسیار موثر تر از اکسین ها هستند. همچنین نشان داده شده است که جیبرلین برای تشکیل و رشد میوه، بویژه میوه های بدون هسته، عامل مهمی محسوب می شود.
از اثرات دیگر جیبرلین ها اینست که دست کم در برخی از گیاهان از تجزیه کلروفیل جلوگیری کرده و از بدین وسیله پیری برگ را به تاخیر می اندازند.
کاربرد جیبرلین ها در باغبانی:
• در حال حاضر مهمترین کاربرد جیبرلین ها به ویژه اسید جیبرلیک بالا بردن میزان محصول در انگور می باشد.
• جیبرلین ها ایجاد میوه ناشی از بکر زایی را روی گیاهانی که بطور طبیعی توانایی این کار را داشته باشند افزایش می دهند.
• عقب انداختن رسیدگی میوه هایی مانند خرمالو است که اگر پس از رسیدن به سرعت چیده نشوند به سرعت نرم و فاسد می گردند.
• شکستن رکود بذر ها
• پا بلند ساختن گیاهان پا کوتاه
• به گل نشاندن گیاهان روز بلندی که تحت شرایط روز کوتاه پرورش یافته اند.
• مبارزه با کوتاه ماندگی گیاهانی که به دلیل ابتلا به بیماریهای ویروسی خاص از رشد باز مانده اند.

سایتوکینین :
تولید سایتوکینین در نقاطی از گیاه انجام میشود که تقسیم سلولی به طور فعال در حال انجام می باشد. این نقاط شامل جوانه ها، برگ های جوان و میوه های در حال رشد است. بررسی ها نشان داده اند که سایتوکینین ها درون ریشه ها و به احتمال زیاد در نوک ریشه ها ساخته می شوند و از طریق آوند های چوبی به سایر نقاط گیاه انتقال می یابند و فعالیتهای فیزیولوژیکی آنها را کنترل می کنند.

6

اثرات سایتوکینین ها :
مهمترین اثر آن کنترل تقسیم سلولی است، این عمل از طریق تحریک تولید اسید های هسته ای انجام میگیرد. همچنین سایتوکینین ها به خاطر تاثیری که در ساخته شدن اسیدهای هسته ای و پروتئین ها دارند قادرند پیری را در برگ ها و سایر اندام های گیاه به تاخیر بیاندازند. در برخی از گیاهان سایتوکینین ها بر روی جوانه زدن بذر ها تاثیر می گذارند. از اثرات مهم دیگر سایتوکینین ها تحرک بخشی مواد غذایی و جلب این مواد به عضوی مثل میوه ها، برگها و غده های جوانی است که یا خودشان سازنده سایتوکینین هستند و یا مصنوعا به سایتوکینین های خارجی آغشته شده اند.
کاربرد سایتوکینین ها در باغبانی:
• مهمترین کاربرد سایتوکینین ها در باغبانی، کمک به تولید گیاهانی مانند داودی و میخک، از طریق کشت بافت، می باشد که هم اکنون به صورت تجارتی در سطوح بزرگ انجام می گردد.
• استفاده دیگر سایتوکینین ها در گلکاری می باشد که عبارت است از بکار گیری آنها در بی اثر ساختن چیرگی انتهایی در گیاهانی مانند حسن یوسف و فلفل زینتی، و تولید بوته هایی با شاخساره منشعب و متراکم که از بازار پسندی بیشتری برخوردار می باشد.
• کاربرد دیگر سایتوکینین ها در طولانی کردن عمر گل های بریدنی و سبزی های برگی در مراحل بعد از برداشت می باشد.

اتیلن :
اتیلن در شرایط متعارف، گازی می باشد، بیش از یک قرن است که شناخته شده است، از آن برای سبز زدایی مرکبات و رساندن موز و خرمالو در انبار استفاده کرده اند. این گاز یکی از ترکیبات طبیعی میوه های در حال رسیدن می باشد. تمام اندام های گیاهی، بویژه میوه ها اتیلن تولید می کنند.

7

تولید اتیلن در گیاهان:
هر یک از ترکیبات گیاهی تحت شرایط ویژه ای اتیلن تولید می کنند. این شرایط، یا مرحله ویژه ایی از رشد و نمو است که معمولا همراه با تولید اتیلن فراوان می باشد یا ناشی از زخم گیاه و یا شاید حاصل از موانعی باشد که در برابر رشد و سایر فعالیت های فیزیولوژیکی گیاه ایجاد شده است.
میزان تولید اتیلن در گیاهان، تا حد زیادی تحت تاثیر عوامل محیطی و هورمون های دیگر است، برای مثال کاربرد اکسین ها در اکثر موارد باعث ازدیاد تولید اتیلن می شود، به همین دلیل این احتمال وجود دارد که اکسین بعضی از اثرات خود را از طریق تولید اتیلن اعمال می کند.
اثرات و کاربرد های اتیلن:
هنگامی که بذر ها، جوانه ها و غده های در حال رکود، به مدت کوتاهی تحت تاثیر اتیلن قرار گیرندآغاز به جوانه زنی و رشد میکنند ولی هرگاه مدت زمان تیمار با اتیلن زیاد باشد حالت رکود نه تنها بر طرف نمی شود بلکه تشدید نیز می شود. از این خاصیت اتیلن، برای شکستن رکود غده های سیب زمینی و وادار ساختن آنها به جوانه زنی و رشد استفاده می کنند.
امروزه مشخص شده که اکسین اثرات خود را از طریق تحریک به تولید اتیلن بر جای می گذارد. مهمترین اثر اتیلن، که امروزه بیشترین مقدار مصرف اتفن را به خود اختصاص داده، تسریع در رسیدن میوه های روی درخت و درون انبار، صرفه جویی در نیروی لازم برای جدا سازی میوه ها از درخت، و تسهیل برداشت مکانیکی است. برای میوه هایی مانند گردو، آلبالو، گیلاس و هلو، آزمایش نشان می دهد که حدود یک ماه پیش از زمان برداشت تجاری، مصرف اتفن در غلظت هایی که بر حسب نوع میوه متفاوت است باعث می شود که اولا تمام میوه ها تقریبا با هم و حدود دو هفته زودتر برسند و ثانیا بتوان توسط دستگاه های مکانیکی لرزاننده با صزف نیروی کمتر ، همه را در یک مرحله برداشت کرد.
اسید ابسیزیک:
این ترکیب به وجود آمده طبیعی در بعضی جنبه های رشد و نمو گیاه به کار گرفته می شود، برخی از آنها بازدارنده رشد هستند و تعدادی ار آنها نقش تسریع و تحریک کنندگی دارند( جنین زایی، ذخیره پروتئین دانه ها).
اسید آبسیزیک در سرتاسر عالم گیاهی به طور وسیعی گسترش یافته است و این ماده در گیاهان عالی، خزه ها، جلبک های سبز، قارچ ها و اخیرا در مغز موشها نیز یافت شده است. اسید ابسیزیک در برگ ها( کلروپلاست ها و دیگر پلاست ها) سنتز می شود و این واکنش در پاسخ به تنش توسط گیاه صورت می گیرد.
اسید آبسیزیک به عنوان نشانگر عمل می کند که بانگر تحمل تنش توسط گیاه می باشد. اما این ترکیب در فرایند های فیزیولوؤیکی طبیعی در گیاهان نیز به کار می رود.
واکنش هایی که اسید آبسیزیک در انجام انها موثر است:
• باز و بسته شدن روزنه ها
• بیان تنش آبی
• حفاظت از گیاهان در مقابل تنش نمک و تنش سرما
• جنین زایی طبیعی
• تحریک ذخیره پروتئین بذر
• ریزش
• جوانه زنی بذر
• رشد و زمین گرایی.

برازینواستروئیدها :
در حال حاضر به وضوح نمی توان گفت که برازینواستروئید ها از کدام بخش گیاهان سنتز می شوند؛ به هر حال آنها در بخشهای مختلفی از گیاهان شامل گرده، برگها، بذور، شاخه ها، غده ها و ساقه ها دیده می شوند، اما در ریشه گیاهان وجود ندارند.
از زمان کشف برازینو استروئیدها تاکنون فعالیت بیولوؤیکی آنها در سیستمهای آزمایشی متعددی مورد ارزیابی قرار گرفته و نشان داده شده است که این مواد در اعمال زیر به کار گرفته می شوند:
• تغییر مقاومت به سرما
• بیماری
• علف کش ها
• استرس های شوری
• افزایش عملکرد محصول
• جوانه زنی بذر
• کاهش سقط جنین میوه و ریزش
• فعالیت های ضد استروئیدی
• جلوگیری از توسعه و رشد ریشه.

سالیسیلاتها :
گروهی از ترکیبات هستند که فعالیت آنها بیشتر شبیه به اسید سالسیلیک می باشد که یک فنل گیاهی است؛ فنل ها به عنوان موادی تعریف می شوند که دارای یک حلقه آروماتیک همراه با یک گروه هیدروکسیل یا مشتقات آن فعال می باشند.
اسید سالسیلیک در برگها و دستگاه زایشی گیاهان شناخته شده است و بیشترین مقدار آن در گل آذین گیاهان گرمسیری یافت می شود که بوسیله پاتوژن های نکروزه کننده آلوده گشته اند.

8

اسید سالسیلیک بر روی برخی از اعمال گیاهی موثر است اما گلدهی، تولید گرما در گیاهان منطقه گرمسیری، توسعه مقاومت نسبت به بیماری فرایند هایی هستند که اسید سالسیلیک بیشترین تاثیر را در آنها داشته است.
جازموناتها :
هر چند که اطلاعات کمی در مورد بیوسنتز جازموناتها وجود دارد، شواهد نشان داده است که نواحی انتهایی ساقه، برگ های جوان، میوه های نارس و مریستم انتهایی ریشه حاوی بالاترین سطوح از جازموناتها می باشند. جازمونات می تواند یک سری از واکنش های فیزیولوژیک را در گیاهان به انجام برساند. هنگامی که اسید جازمونیک به صورت خارجی بر روی گیاهان استعمال نشود، پیری، ریزش دمبرگ ها، تشکیل ریشه، پیچیدگی جوانه انتهایی، سنتز اتیلن و سنتز بتا کاروتن را تسریع می کند. علاوه بر این اثرات تسریع کننده جازمونیک اسید را در جلوگیری از جوانه زنی بذر، رشد کالوس، رشد ریشه، تولید گرده، از خود نشان داده است.

9

همچنین نشان داده شده است که اسید جازمونیک می تواند بروز و بیان ژن را در تعدادی از گونه های گیاهی تحریک کند. اسید جازمونیک در یک عمل مشخص در یک عمل مشخص پروتئینها را تحریک کرده که آنها همان پروتئین های ذخیره ای سویا، بازدارنده های پروتئیناز های تحریک شده به وسیله زخم در گوجه فرنگی و سیب زمینی و پروتئین های ذخیره ای بذر و پروتئین های پیکره غشای روغنی می باشند. نشان داده شده است که سطوح درون زای جازمونات در پاسخ به محرک های خارجی از قبیل زخم شدن، نیروی های مکانیکی، مواد تحریک کننده به دست آمده از گیاهان مورد حمله پاتوژن و فشار اسمزی از خود افزایش نشان داده است.


برچسب‌ها: مواد تنظیم کننده رشد گیاهی ,
+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 شهريور 1396ساعت 16:49  توسط سروستان  | 

نکاتی چند در چگونگی مصرف کودها

1

1-کودهای آلی حیوانی
اگر کودهای حیوانی در هوای آزاد بدون پوشش بمانند، مقدار زیادی از ازت خود را که به صورت آمونیاک می باشد در اثر تخمیر از دست خواهند داد. بنابراین پوشانیدن آنها با کاه و کلش و خاک عمل مفیدی است. طبق بررسی پژوهشگران اگر کودی فقط سه روز در معرض هوا قرار گیرد 30% از ازت آمونیاکی آن کم خواهد شد. زمان دادن کودهای فوق به زمین بر حسب شرایط خاک و اقلیم متفاوت است. در اراضی سنگین و در نقاطی که هوا در زمستان سرد و یخبندان است، بهترین فصل در پائیز، آبان یا آذر ماه می باشد که باید کود را با یک شخم به خاک برگرداند. در مناطقی با زمستان ملایم یا در نقاطی با خاک سبک و شنی، اینکار بهتر است در اسفند فروردین ماه انجام گیرد. از نظر عمق برگردان کود، در اراضی سنگین و سرد، نباید آن را زیاد در عمق قرار داد، چون در این خاکها، اکسیژن در عمق های پائین نفوذ زیادی ندارد و در نتیجه فعالیت باکتریها برای تجزیه مواد آلی کم است. بنابراین کود باید در عمق حدود 15-10 سانتیمتری قرار داده شود. همچنین بهمان دلیل کودهائی که به این قبیل خاکها داده میشود، بهتر است از نوع کودهای به اصطلاح گرم مثلکود گوسفندی و پهن اسب و الاغ باشد که البته بهتر است آنها را به اصطلاح عمل آورند، یعنی روی هم توده کرده و بخوابانند و بحالت نیمه پوسیده بخاک بدهند. در صورتی که خاکهای سبک شنی که طبیعتا گرمتر هستند، کودهای گاوی تازه مخلوط با کاه در عمق25-30 سانتیمتری نتیجه بهتری می دهند، چون در این خاکها تخمیر خیلی سریع است و کود زود پوسیده شده و از بین میرود، و اگر به تتیب مذکور در فوق عمل نشود دوام کود کم خواهد شد.
از نظر مقدار و تکرار کود دادن، به منظور صرفه جوئی در هزینه، بهتر است در خاکهای سنگین هر دو سه سال یکمرتبه کود بمقادیر زیاد حدود 50-60 تن در هکتار، بصورت خرد و ریز شده داده شود، ولی در خاکهای سبک 10-20 تن هر سال یا هر دو سال یکبار بحالت درشت.
بطوری که میدانیمف کودهای آلی از نظر تامین مواد هوموسی بسیار ضروری و مفید می باشند.طبق بررسی کارشناسان از هر 6-10 تن کود حیوانی در هکتار، معادل 600-1000 کیلو در هر سال هوموس بدست می آید که در اصطلاح ساختمان خاک و افزودن به ظرفیت جذب آب و حاصلخیزی آن بسیار ارزنده می باشد.

2-کودهای شیمیائی
چون درصد ماده عامله موجود در این کود ها نسبتا زیادتر از کودهای آلی بوده و اکثرا بسهولت قابل جذب میباشند، باید در مقدار و زمان مصرف آنها دقت بیشتری بشود.در اینجا نگاهی خواهیم داشت به عوامل مختلفی که در مصرف این کودها موثر بوده و باید به آنها توجه داشت:
مقدار کود مصرفی باید با توجه به نوع خاک و درجه قلیائیت آن(pH) و نوع نبات مورد پرورش و سابقه کود خوری خاک تعیین گردد. بدانجهت یک فرمول مشخص برای کلیه درختان در همه خاکها نمی توان ارائه داد، بلکه بسته به شرایط خاص هر محل، و نوع درخت مورد پرورش و احتیاجات آن، باید مقادیر لازم از هر کود را ولو بطور تقریب تعیین کرد. همانطوری که میدانیم مطمئن ترین راه دانستن نیاز درختان، استفاده از روش تجزیه برگ و دمبرگ می باشد که میتواند در مورد مصرف نسبتا دقیق کود بخصوص از نظر عناصر قلیل برای باغدار راهنمائی باشد.

زمان مصرف کود
مطلب مهم دیگر در دسترس بودن ماده غذائی معین در زمانی است که نبات به آن معمولا نیاز دارد. در این موردباید به خواص ذاتی هر نبات توجه داشت و دقیقا فهمید که در چه زمانهایی از سال به کدام ماده نیاز بیشتر هست.بعنوان مثال، سیب زمینی زودرس در اوایل تابستان بحداکثر مواد غذائی نیاز دارد در صورتی که ارقام دیر رس هر چند بیشتر از ارقام زودرس مواد غذائی از زمین دریافت می کنند، ولی آنرا در ظرف مدتطولانی تری مصرف مینمایند. یک مزرعه تربچه در ظرف مدت کوتاهی( حدود یک ماه) معادل 200 کیلوگرم مواد غذائی برداشت میکند، ولی کلم، 640 کیلو در 6-7 ماه. بنابراین در مورد کشت تربچه، باید از کودهایی استفاده شود که در مدت کم قابل جذب و مصرف باشند ولی درر پرورش کلم این اجبار وجود ندارد. علاوه بر اختلاف در مصرف کلی کلی مواد غذائی در طول نمو، در مراحل دوران نمو نیز نیاز ها متفاوت است. مثلا درختان میوه بطور کلی اعم از سردسیری یا نیمه گرمسیری از قبیل مرکبات، در موقع گل کردن بمقدار زیادتری ازت و فسفر نیاز دارند، بدانجهت کودهای ازته را اقلا یک ماه جلوتر از تاریخ باز شدن گلها ، به صورت قابل جذب باید داد تا فرصت کافی برای انتقال این ماده به عمق خاک و منطقه ریشه ها وجود داشته و بموقع مورد استفاده درخت قرار گیرد.

قلیائیت خاک
مطلب مهم دیگر توجه به pH خاک می باشد که در قابل جذب شدن مواد غذایی اثرات قطعی دارد. اگر خاک دارای pH بالا یعنی قلیایی یا آهک زیاد باشد، باید کودهائی انتخاب کنیم که پایه اسیدی داشته و استعمال آنها بتدریج موجب تعدیل قلیائیت و پائین اوردن pHخاک گردد، از قبیل سولفات آمونیوم، کلرو آمونیاک، نیترات آمونیوم. اگر خاک اسیدی با Ph پائین تر از 6.5 باشد، در اینصورت باید کودهائی با پایه قلیائی و آهکی مصرف شود، مانند نیترات دوسود و نظایر آن.

سرعت تاثیر کود
عامل دیگر ، سرعت عمل یا سرعت تاثیر کود می باشد، بخصوص در کودهای ازته مثلا نیترات ها خیلی بسرعت جذب می شوند، در صورتی که کودهای ازته آمونیاکی به کندی قابل جذب شده و مورد استفااده قرار می گیرند. بنا براین هر موقع احتیاج فوری به ماده ازت احساس شود باید از نیتراتها استفاده کرد نه از کودهای ازته آمونیاکی.
عامل مهم دیگر، رطوبت خاک و میزان بارندگی است. در مناطقی که باران زیاد می بارد و همچنین در شرایط آبیاری، کودهای ازته آمونیاکی از نقطه نظرنفوذ در اعماق خاک با کودهای نیترات برابر و حتی به آنها رجحان دارند. زیرا در این شرایط نیترات ها بعلت سهولت حل شدندر آب بزودی به اعماق خاک نفوذ کرده و به خارج از دسترس ریشه ها برده خواهند شد، در صورتی که کودهای آمونیاکی استقامت بیشتری نشان می دهند.

2

محل دادن کود
مسئله عمده دیگر محل دادن کود می باشد. اگر کود و آب را طوری بدهیم که مثلا فقط در عمق 20-30 سانتیمتری بالای خاک نفوذ بکند، اکثریت ریشه های جذب کننده درختان نیز در این طبقه متمرکز خواهند شد، و ریشه های پائینتر اکثرا برای جذب آب بیشتر از اعماق خاک مورد استفاده درخت قرار خواهند گرفت. از طرف دیگر هر چقدر خاک عمیق ت و قابل نفوذ تر باشد و آب و هوا در آن جریان داشته باشد، سیستم ریشه درخت وسیع تر و در حجم و سح بیشتری از خاک پراکنده خواهد شد. چنین ریشه ایی قادر خواهد بود حتی ذر شرایطی که مقادیر قلیلی از مواد غذایی و اب در دسترس باشد، بعلت حجم زیاد خاکی که در اختیار دارد، بحداکثر ممکن از آب و مواد غذایی موجود استفاده کند. در صورتی که درختانی با ریشه محدود در یک مساحت و حجم کم ناچار باید مواد غذایی زیادی را از آن محدوده در اختیار بگیرند، تا بتوانند نیازهای خود را بر طرف کنند.بنابر این اگر خاک باغ عمیق نیست یا سنگلاخی و شنی است، باید سعی نمود طبقه 30-40 سانتیمتری بالا (هر چه عمیقتر بهتر) از نظر مواد غذایی لازم غنی گردد و ظرفیت نگهداری رطوبت و مواد غذایی، با وارد کردن مواد آلی پوسیده و خاک مرغوب بالا نگهداشته شود. در این شرایط همواره باید سعی کرد آب و کود در همین عمق محدود ریشه ها داده شود، تا تلفاتی از حیث این مواد نداشته باشیم. ولی در خاکهای عمیق، بهتر است آب و کود را در تمام عمق خاک زراعتی بدهند.زیرا ریشه های جذابه درخت در چنین خاکهائی در سطح وسیعتر و عمق بیشتری پراکنده بوده و قادر به جذب و مصرف آب و کود داده خواهند بود.

طرز دادن کود بدرختان
طرز پاشیدن یا افزودن کود به خاک، نکته مهم دگری است که باید به آن توجه داشت. کودهای شیمیایی بخصوص آنهایی که در خاکبزودی تثبیت و قفل می شوند، اگر در سطح وسیعی پاشیده شوند، قسمت زیادی از آنهادر خاک تثبیت شده و مورد استفاده درخت قرار نخواهند گرفت، مانند کودهای فسفره وپتاسه( بیشتر در خاکهای آهکی). در صورتی که کودهای ازته چنین مسئله ایی ندارند و در آب حل و در خاک نفوذ کرده و جذب می شوند. برای حل مشکل دادن کود های فسفره وپتاسه بهتر است به طرق زیر عمل شود:
در زیر سایه انداز درخت تقریبا بفاصله یک متر از تنه، حفره هائی به عمق 15-30 سانتیمتر( بر حسب سن درخت و جنس خاک، هر چقدر خاک سنگین تر و درخت مسن تر، عمق بیشتر)بفاصله 20-30 سانتیمتر از همدیگر، حفر کنند و کود را در داخل این حفره ها بریزند و روی آن را با خاک بپوشانند. حلقه ایی به همان عمق روی محیط سایه انداز چتر درخت ایجاد کرده پس از ریختن کود رویش را با خاک بپوشانند(باید مراقبت کرد که کود مستقیما روی ریشه ها قرار نگیرد و حتما لایه ایی ار ماسه یا خاک بین آن و ریشه ها حائل باشد). ثابت شده است که دادن کود های فسفاته و پتاسه به این روش، بیشتر از پاشیدن آنها در زیر تمام سطح سایه انداز درخت موثر، مفید و اقتصادی می باشد.
طرز دادن کودهای فسفاته و پتاسه:

3

چرا باید کود را دور تا دور درخت داد؟
بطور کلی هر سیستم از ریشه ها با یک قسمت از تنه و شاخه های منشعب از آن، از طریق آوند های خشبی مرتبط است. بعبارت واضح تر اگر کود را در یک سمت درخت بریزیم، خواهیم دید که شاخه های بالای آن قسمت رشد و نمو بیشتری کرده اند و برگها رنگشان سبزتر و تیره تر از طرف مقابل شده است، در صورتی که طرف دیگر تغییر چندانی نکرده است. در بعضی موارد ریشه ها درست در جهت و امتداد شاخه های بالائی خود نیستند و در اثر پیچیده شدن ریشه در خاک، ممکن است شاخه ایی فی المثل در سمت جنوبی یا غربی درخت قرار گیرد و از ریشه ای که در جهت شمالی یا شرقی می باشد استفاده کند. بهر صورت برای اینکه کود بطور یکنواخت در تمام شاخه ها جذب و مصرف شود، باید آنرا دور تا دور درخت قرار داد تا تمام ریشه ها از آن بطور یکنواخت بهره مند گردند.

4

فرم و شکل کود
فرم و شکل کود نیز به جای خود دارای اهمی می باشد، و در مصرف کود ها باید به آنها توجه شود.
معمولا انواع کودهای شیمیائی را یا به صورت پودری یا دانه دانه(گرانول) یا محلول بدرختان می دهند. کودهای گرانوله به نوع پودر ترجیح دارند و آسانتر قابل مصرف می باشند، زیرا میتوان آنها را یکنواخت تر پخش کرد. بعضی ها ترجیح می دهند که از کود های ازته به صورت محلول استفاده کنند. کودهای محلول را می توان به دو طریق به کار برد:
1. کود را در گونی ریخته و اول جوی اصلی آبیاری قرار می دهن تا آب بتدریج آن را حل کرده و به کرت ها و جوی های کنار درختان برساند.
2. مقدار تعیین شده از کود مورد نظر را در مخزن آب ریخته و آنرا بوسیله لوله های آبیاری، در آبیاری قطره ای، بپای درختان میرسانند، یا در آبیاری بارانی روی شاخ و برگ یا پای درختان می باشند.
در خاتمه اید خاطر نشان شویم که اگر درختان باغ در شرایط زیر باشند احتیاجی بدادن کود نخواهد بود:
• برگها در حد متوسط نوع درخت، بزرگ و برنگ سبز تیره
• تنه و شاخه ها دارای رنگ طبیعی آن نوع، سال بدون پوسته و شاداب
• رشد سالیانه سر شاخه ها برای درختان مسن بارور بین 15-25، برای درختان جوان بی بار حدود 35-70 سانتیمتر
• میوه ها از حیث مقدار در حد معقول و درشتی آنها متوسط و اکثریت درشت
اگر علائم ضعف در درختان مشاهده گردید، با توجه به نکاتی که در صفحات قبلی این بخش گفته شد باید به دلیل ضعف درخت پی برد و موادی را که کمتر از نیاز باشند تامین کرد. ضمنا یادآور می شود که هیچوقت شرایط ناسالم خاک از قبیل داشتن زه آب تحت الارض غیر قابل نفوذ- داشتن املاح مضر- قلیائیت یا ترشی بیش از حد مجاز و نظایر آنها را نمی توان با دادن کود جبران کرد.

برگرفته از کتاب: مبانی علمی پرورش درختان میوه
شرکت انتشارات فنی ایران
عباسعلی منیعی
1370


برچسب‌ها: نکاتی چند در چگونگی مصرف کودها ,
+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 شهريور 1396ساعت 18:12  توسط سروستان  | 

نیتروژن

مفهوم نیتروژن

نیتروژن عنصری مهم در گیاه است و جزء سازندهء مولکول های کلروفیل بوده و بنابراین نقش مهمی در فتوسنتز ایفا می کند(فاگریا ، 2009). نیتروژن در خاک کاملا متحرک است بنابراین علائم کمبود آن در برگ های پیر مشاهده می شود(حسندخت، 1386). در تولید پروتئین ها، نوکلئیک اسید ها و کوآنزیم ها نقش اساسی دارد(بارکر و پیلبام ، 2007). وجود مقادیر فراوان ازت قابل استفاده در خاک در مراحل اولیهء رشد گیاه باعث افزایش رشد و در نتیجه بالغ شدن سریع گیاه می گردد، لکن در صورتی که در تمامی دورهء رشد گیاه فراوان باشد اغلب منجر به طولانی شدن فصل رشد می گردد. این نکته بسیار حائز اهمیت می باشد زیرا در مورد برخی از گیاهان زراعی که در مناطق با دورهء رشد محدود کشت می شوند و یا در نقاطی که یخبندان زودرس پائیزی ممکن است خسارات فراوانی به درختان میوه وارد آورد طولانی شدن دورهء رشد مضر خواهد بود(فوت، 1385). نیاز گیاهان به این عنصر در مراحل اولیهء رشد بسیار زیاد است و با افزایش سن گیاه، کاهش می یابد(بنتوجونز ، 1996).
نیتروژن به صورت یون های آمونیوم و نیترات توسط ریشه ها جذب می شود(فاگریا، 2009). نیتروژن جذب شده توسط گیاه به صورت آمید در می آید و آمید با اسید ترکیب شده و تولید اسید آمینه می کند(حسندخت، 1386). نیتروژن مانند سایر عناصر، توسط آوند های چوب به بر گ ها منتقل و در آنجا از طریق یک واکنش متابولیکی به ترکیبات آلی(آمینو اسید ها) تبدیل شده و در نهایت این ترکیبات از طریق آوند های آبکش در سایر بخش های گیاه(همچنین در ریشه) توزیع می گردند(مرکریو، 2007).

5

نيتروژن مهم ترين عنصر غذايي پر مصرف مي باشد كه در ساختمان مولكول هاي پروتئيني گوناگون، آنزيم ها، كوآنزيم ها، اسيدهاي نوكلئيك وسيتوكروم ها نقش دارد نيتروژن علاوه بر .(هاسجاوا و همکاران، 2008) ايفاء نقش در تشكيل پروتئين ها، يك جزء لازم مولكول كلروفيل هم هست . عرضه كافي نيتروژن با رشد رويشي زياد و رنگ سبز تيره ارتباط دارد . در شرايط كمبود نيتروژن، رشد بوته در ذرت متوقف و رنگ برگ ها زرد مي شود (ملکوتی و همکاران، 1974).
نيتروژن عملكرد دانه ذرت را نيز از طريق كاهش تعداد و وزن دانه ها تحت تاثير قرار مي دهد. اولين نشانه كمبود نيتروژن به صورت زرد شدن برگ ها يا رنگ پريدگي (كلروز)، به ويژه در برگ هاي پير پايين گياه مشاهده مي شود. در شرايط كمبود شديد نيتروژن، اين گونه برگ ها به طور كامل زرد و سپس از گياه جدا مي شوند. برگ هاي جوان تر در ابتدا علائم كمبود نشان نداده، زيرا نيتروژن از برگ هاي پيرتر به طرف آن ها منتقل مي شود . كمبود نيتروژن در گياه مي تواند منجر به باريك شدن و اغلب چوبي شدن ساقه شود . اين چوبي شدن ممكن است ناشي از ساخت بيش از حد كربوهيدرات ها باشد. زيرا اين مواد ديگر نمي توانند در ساخت اسيدهاي آمينه يا ساير تركيبات نيتروژن مورد استفاده قرار گيرند( Kafee et al., 2002).

علائم کمبود و مازاد نیتروژن
کمبود نیتروژن رشد تمام اندام بوته، ریشه، ساقه، برگ، گل و میوه ها را محدود می کند.

دانه بندی ضعیف به دلیل کمبود نیترو ژن

6

منابع
حسندخت م ر. 1386 . مديريت گلخانه. تهران: انتشارات سلسبيل. 376 صفحه.
فوت د ه. 1385 . مباني خاكشناسي. ترجمه ش محمودي، م حكيميان. تهران: انتشارات دانشگاه تهران. 700 صفحه.
Barker AV, Pilbeam DJ. 2007. Handbook of Plant Nutrition. Taylor & Francis Group. 660 Pages.
Bentonjones J. 1996. Hydroponics: APractical Guide for the Soilless Grower. CRC Press, Boca Raton, FL., USA.
Fageria NK. 2009. The Use of Nutrients in Crop Plants. CRC Press , Boca Raton. FL. USA.
Hassegawa, R. H., Fonseca, H., Fancelli, A. L., da Silva, V. N., Schammass, E. A., Reis, T. A., and Correˆa, B. 2008. Influence of macro-and micro nutrient fertilization on fungal contamination and fumonisin production in corn grains. Food Control. 19: 36-43.
Malakouti, M. J., and Riazi Hamedani, S. A. 1974. Soil fertility and fertilizers. Tehran University Press. 3rd edition. 800 pp. (In Persian).
Mercurio M. 2007. Cut Rose Cultivation Around the World. Netherlands: Shreurs.
Kafee, M., Lahootee, M., Zand, E., Shafeefee, H. R., and Goldanee, M. 2002. Plant physiology. Jahad-e-Daneshgahi Mashhad. 7th edition. 464 pp.


برچسب‌ها: نیتروژن ,
+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 شهريور 1396ساعت 17:56  توسط سروستان  | 

دستیابی به کشاورزی پایدار با برنامه ریزی در سیستم آبیاری

111

برنامه ریزی آبیاری یک عملیات مدیریتی برای تعیین زمان آبیاری و میزان آب استفاده شده است . بدین معنی که هدف برنامه ریزی آبیاری، تعیین مقدار دقیق آب مورد استفاده در مزرعه و زمان بندی منظم کاربرد آن می باشد که اینکار با اندازه گیری نگهداشت رطوبت خاک انجام پذیر است. برنامه ریزی موثر نیاز به آگاهی از پارامترهای زیر دارد:
• ظرفیت نگهداشت رطوبت خاک
• نگهداشت رطوبت قابل دسترس در هر زمان
• آب مصرفی گیاه یا تبخیر و تعرق
• حساسیت گیاه به تنشهای رطوبتی در هر مرحله از رشد
• آبیاری یا باران موثر دریافت شده
• قابلیت دسترسی به منابع آب و زمان لازم برای آبیاری هر مزرعه
تصمیم برای انجام آبیاری به برآورد وضعیت رطوبتی خاک و گیاه و شاخصها و استراتژی های مورد نظر بستگی دارد.برنامه ریزی آبیاری بهینه بر اساس اندازه گیری یا تخمین نگهداشت رطوبت خاک و نیاز آبی گیاه، یکی از بهترین عملیاتهای مدیریتی برای مدیریت آبیاری است.معیارهای آبیاری و برنامه ریزی آبیاری شاخصهایی هستند که برای تعیین نیاز به آبیاری استفاده می شوند. شاخص آبیاری که بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد نگهداشت رطوبت خاک و تنش رطوبتی خاک می باشد. تصمیم گیری نهایی به شاخصهای آبیاری، استراتژی و اهداف آبیاری بستگی دارد. آبیارها باید هدف را تعریف نموده و بر اساس آن معیارهای آبیاری و استراتژی را انتخاب نمایند.

112

ظرفیت رطوبت خاک برای شروع آبیاری به استراتژی ها و اهداف زارع بستگی دارد. بعنوان مثال اگر هدف به حداکثر رساندن عملکرد باشد باید به گونه آبیاری شود که رطوبت خاک همواره بالاتر از حد بحرانی باشد. حد بحرانی معرف مقدار رطوبت خاک است که شرایط خشکتر از آن، ممکن است سبب کاهش عملکرد نسبت به حداکثر توان تولید گردد.مقدار آب مورد استفاده نیز به استراتژی های زارع بستگی دارد. بعنوان مثال زارع می تواند رطوبت خاک را تا حد ظرفیت زراعی یا کمتر از آن پر نماید. اگر امکان وقوع بارندگی نباشد و آبیار بخواهد دور آبیاری را بیشتر کند بهتر است خاک را تا حد ظرفیت زراعی آبیاری نماید. اگر امکان وقوع بارندگی باشد منطقی نیست که خاک را تا حد ظرفیت زراعی آبیاری کند و فضایی برای باران نگه ندارد. اگر هدف زارع به حداکثر رساندن بازده خالص باشد، لازم است که معیارهایی از قبیل درآمد خالص مورد توجه قرار گیرد.اهمیت برنامه ریزی آبیاری در این است که آبیار را قادر می سازد تا مقدار دقیق آب را برای تامین هدف خویش بکار گیرد که این سبب افزایش راندمان آبیاری می شود. فاکتور اساسی برای رسیدن به این مهم، اندازه گیری دقیق حجم آب استفاده شده یا عمق آب مصرف شده می باشد. زارع بدون آگاهی از اینکه چه مقدار آب بکار رفته است نمی تواند آب را برای به حداکثر رساندن راندمان مدیریت کند. لازم به ذکر است که توزیع یکنواخت آب در سراسر مزرعه برای دستیابی به حداکثر منافع از برنامه ریزی و مدیریت آبیاری بسیار مهم می باشد. کاربرد صحیح آب، از پر آبیاری (آبیاری بیشتر از حد مورد نیاز) و کم آبیاری (آبیاری کمتر از حد موردنیاز) جلوگیری می کند.پر آبیاری سبب اتلاف آب، انرژی و نیروی انسانی، شستشوی مواد غذایی از ناحیه ریشه گیاه و دور شدن آن از دسترس گیاه، کاهش تهویه خاک و در نتیجه کاهش عملکرد گیاه می شود. کم آبیاری نیز با وارد نمودن تنش به گیاه سبب کاهش عملکرد می شود.
مزایای برنامه ریزی آبیاری:
1- عملکرد محصول و کیفیت آن و در نتیجه درآمد خالص افزایش می یابد.
2- کشاورز را قادر می سازد ضمن برنامه ریزی تناوب آبیاری در میان مزارع مختلف، تنش آبی گیاه را به حداقل رسانده و عملکرد را حداکثر کند.
3- با کاهش آبیاری از هزینه های آب و نیروی انسانی کاسته شده و در نتیجه آن، حداکثر استفاده از ذخیره رطوبت خاک به عمل می آید.
4- کاهش اثرات سوء زیست محیطی در نتیجه کنترل آبشویی و رواناب سطحی.
5- رواناب سطحی و نشت عمقی کاسته شده و در نتیجه هزینه کود کاهش می یابد.
6- از آب ذخیره شده در نتیجه برنامه ریزی آبیاری، می توان در آبیاری گیاهان کم ارزش، که در طول مدت کم آبی نمی توان آبیاری کرد، استفاده نمود که سبب افزایش درآمدهای جانبی می شود.
7- مشکلات غرقابی کم شده و بواسطه آن لزوم زهکشی کاهش می یابد.
8- برنامه ریزی آبیاری با تنظیم آبشویی در کنترل مشکلات ناحیه ریشه گیاه کمک می کند.

گروه آبیاری فاطر www.fater-co.com


برچسب‌ها: آبیاری ,
+ نوشته شده در  سه شنبه 21 شهريور 1396ساعت 20:07  توسط سروستان  | 

کاربرد اسیدهای آمینه در گیاهان

برای مطالعه لطفا فایل ضمیمه را دانلود نمایید :


کاربرد اسیدهای آمینه در گیاهان


برچسب‌ها: کاربرد اسیدهای آمینه در گیاهان ,
+ نوشته شده در  سه شنبه 21 شهريور 1396ساعت 19:49  توسط سروستان  | 

انواع کودها

تعریف کود: به هر نوع ماده معدنی یا آلی یا بیولوژیک که دارای عناصر غذایی باشد و باعث بالا بردن حاصل خیزی خاک و همچنین با تیمار گیاهی باعث افزایش عملکرد کیفی و کم محصول شود کود اطلاق میشود.
کود ها به چند دسته تقسیم میشوند که عبارتند از :
شيميايي - آلي يا ارگانيک - بيولوژيک يا زيستي
کود های شیمیایی
که برخی از آنها جز عناصر پر مصرف گیاه یا ماکرو المنت و برخی نیز جز عناصر عناصر کم مصرف گیاه ( میکرو المنت ) میباشد.
عناصر پر مصرف (ماکرو) شامل: ازت – فسفر – پتاس – کلسیم - منیزیم
عناصر کم مصرف (میکرو) شامل : آهن – روی – منگنز – مس – بر
به کود هایی که مجموع عناصر فوق را با هم و به نسبت متناسب دارا باشد اصطلاحا کود کامل اطلاق میشود.
گیاهان مختلف بر حسب نیاز و با توجه به نتایج آزمایش برگ و خاک به کود های فوق نیازمند خواهند بود .
ترکیب شیمیایی و درصد خلوص کودهای مختلف حاوی یک عنصر، بسیار متفاوتند. این تفاوتها بر مورد مصرف، نحوه پخش، زمان کوددهی و اثر بخشی کودها تاثیر بسیار مهمی دارند.بنابراین شناخت کافی از انواع کودهای شیمیائی قبل از انتخاب و یا مصرف آنها ضرورت دارد.
کودهای ازت
ازت به صورت های نیترات ،یون آمونیم و اوره قابل جذب گیاه است. نیترات آمونیم ۳۳ درصد ازت داشته و هر دو فرم ازت آن قابل جذب گیاه می باشند. چون دارای بار منفی است جذب کلوئیدهای خاک نشده و در معرض شستشو از خاک است. اما چون دارای بار مثبت است جذب کلوئیدهای خاک می گردد. اوره رایج ترین کود ازت در ایران است. اوره از ترکیبات آلی بشمار رفته و به همین فرم قابل جذب گیاه می باشد. از محلول اوره در محلول پاشی برگ گیاهان نیز استفاده میشود. اوره نیترات آمونیم را می توان قبل از کاشت محصول و یا بصورت سرک و بعد از آن که گیاه مقداری رشد نمود به خاک داد. سولفات آمونیم علاوه بر ازت دارای ۲۴ درصد گوگرد است. هیدرات آمونیم را که از حل شدن آمونیاک در آب بدست می آید قبل از کاشت بوسیله سرنگهای مخصوص در زیر لایه ای از خاک قرار می دهند.
نیترات کلسیم و نیترات پتاسیم درصد ازت کمی داشته وکمتر بعنوان منبع کود ازت در خاک مصرف می شوند. این کودها غالباً در محلول های غذائی بعنوان منابع کلسیم یا پتاسیم مورد استفاده قرار می گیرند.
کودهای فسفر
غالباً درصد فسفر کودهای شیمیائی را بصورت درصد اکسید فسفر ذکر می نمایند. اسید فسفریک که از تجزیه مواد آلی خاک حاصل می شود قابل جذب گیاه است، اما بصورت کود شیمیائی مصرف نمی شود. قسمت اعظم کود فسفره ای که به خاک داده می شود. بوسیله کلسیم در خاک های قلیائی و بوسیله آهن و آلومینیم در خاکهای اسیدی تثبیت می گردد. معمولاً تا کود فسفره ای که به خاک داده می شود در سال اول بصورت قابل جذب گیاه باقی می ماند و بخش کمی نیز طی سالهای آینده قابل جذب گیاه می گردد.میزانهای فوق الذکر با روش کوددهی، بافت و ترکیب خاک ، سوابق مصرف کود فسفره در خاک و مقدار کود فسفری که مصرف می شود بستگی دارد. چون میزان محلول بودن و حرکت کود فسفره در خاک بسیار محدود است می بایستی کودهای فسفره را قبل از کاشت به خاک داد و آنها را مستقیماً در ناحیه توسعه ریشه قرار داد. حداکثر میزان محلول فسفر در pH 6 تا ۵/۶ مشاهده می شود. بنابراین رساندن pH خاک به این حدود می تواند در افزایش محلول بودن و جذب فسفر موثر باشد. تغییر pH خاک در خاکهای اسیدی با اضافه کردن آهک و در خاکهای قلیائی با اضافه کردن گوگرد یا کودهای اسیدی انجام پذیر است. مصرف مقدار زیادی کود حیوانی نیز می تواند در نقصان pH خاک مفید باشد. میزان محلول بودن کودهای فسفره نیز متغیر است
کودهای پتاسیم
کمبود پتاسیم بیشتر در خاک های اسیدی و خاک های شنی دیده می شود، اما کمبود آن در سایر خاک ها تحت شرایط آبیاری و برداشت مقدار زیادی محصول (بخصوص یونجه) نیز مشاهده می گردد. اغلب کودهای پتاسیم در آب محلول هستند و نحوه اضافه آنها به خاک نقش زیادی در اثر بخشی کود ندارد کلرورپتاسیم فراوانترین ترکیب پتاسیم در طبیعت است. کلرورپتاسیم دارای مقدار زیادی (۶۰ تا ۶۲ درصد) می باشد با این حال مصرف کلرورپتاسیم در مواردی که به مقدار زیادی پتاسیم نیاز است چندان مطلوب نیست، زیرا احتمال مسمومیت ناشی از فراوانی کلر پیش می آید با این که مقدار کمی کلر برای محصولاتی مانند توتون و پنبه لازم است، اما زیادی کلر در خاک موجب آبدار شدن غده سیب زمینی و نقصان کیفیت توتون می گردد. نیترات پتاسیم دارای ۴۴% اکسید پتاسیم است، اما کودی گران قیمت می باشد. سولفات پتاسیم معمولترین کود پتاسیم است که در زراعت مصرف می شود پتاسیم از تجزیه اولیه بقایای گیاهی نیز به خاک اضافه می شود، اما هوموس خاک بعنوان منبع قابل توجه پتاسیم بشمار نمی رود، زیرا پتاسیم بوسیله مواد آلی تثبیت نمی گردد. خاکهائی که مقدار زیادی رس از نوع ورمی کولایت و ایلیت دارند پتاسیم را تثبیت می کنند. پتاسیم واقع در محلول خاک در حال تعادل است و بعنوان ذخیره پتاسیم خاک محسوب می شود در صورتی که شدت تثبیت زیاد است می بایستی پتاسیم را بصورت نواری و قبل از کاشت در خاک قرار داد.
کودهای گوگرد
کمبود گوگرد در خاک هایی که به شدت در معرض شستشو قرار دارند مشاهده می شود. در این صورت می بایستی گوگرد را بصورت کود به خاک اضافه کرد. مقدار گوگرد کودها را بصورت درصد عنصر گوگرد (s) ذکز می کنند انتخاب نوع کود گوگرد دار به pH خاک بستگی دارد. در خاک های اسیدی می توان از سولفات کلسیم یا جیپس بعنوان منبع گوگرد استفاده نمود. این ترکیب دارای ۱۸ درصد گوگرد و ۲۲ درصد کلسیم است جیپس علاوه بر تامین گوگرد و کلسیم باعث افزایش pH خاک نیز می گردد.
از پودر گوگرد نیز می توان بعنوان کود گوگرد استفاده کرد. عنصر گوگرد در اثر فعالیت باکتریهای اکسید کننده بصورت اسید سولفوریک سرانجام سولفاتها در می آید. هر چه ذرات عنصر گوگرد ریزتر و توزیع آن در خاک یکنواخت تر باشد، سرعت اکسیده شدن گوگرد بیشتر خواهد بود. اکسیداسیون عنصر گوگرد موجب اسیدی شدن خاک گشته و به همین دلیل از آن دراصلاح خاکهای قلیائی استفاده می شود. اکسیده شدن گوگرد در حرارت و رطوبت مناسب حدود ۳ تا ۴ هفته طول می کشد. بعضی از کودهای گوگرد را (مانند So2 و پلی سولفیدها) در آب آبیاری حل و به خاک اضافه می کنند
کودهای کلسیم و منیزیم
کلسیم و منیزیم کمتر بعنوان کود مصرف می شوند، زیرا کمبود آنها در بسیاری از خاکها (به استثنای خاکهای نواحی مرطوب) دیده نمی شود. خاکهای نواحی مرطوب اسیدی بوده و برای اصلاح آنها از کلسیم و منیزیم استفاده می شود. در خاکهای اسیدی مقدار زیادی کربنات کلسیم، کربنات مضاعف کلسیم و منیزیم و یا سولفات کلسیم برای اصلاح خاکهای اسیدی مصرف می شود. درنتیجه کمبود احتمالی کلسیم و منیزیم نیز مرتفع می گردد. در صورتیکه تغییر pH خاکهای اسیدی مورد نظر نباشد و صرفاً تامین کلیسم مورد نیاز گیاه هدف باشد می توان از کودهای فسفره حاوی کلسیم استفاده نمود. برای رفع کمبود منیزیم از سولفات منیزیم و یا سولفات مضاعف منیزیم و پتاسیم استفاده می شود.
کودهای مخلوط
عناصر ازت، فسفر و پتاسیم بیش از سایر عناصر بعنوان کود مصرف می گردند. گاهی کودهای تجارتی را بصورت مخلوطی از عناصر فوق تهیه می کنند.درصد عناصر این کودها معمولاً پایین است و قسمت اعظم حجم را مواد دیگری به غیر از عناصر فوق تشکیل می دهند. ترکیب این گونه کودها را با درصد ازت (N)، اکسید فسفر و اکسید پتاسیم و به همین ترکیب ذکر می کنند مثلاً کود ۱۰-۱۰-۲۰ دارای ۲۰ درصد ازت، ۱۰ درصد اکسید فسفر و ۱۰ درصد اکسید پتاسیم می باشد گاهی درصد گوگرد (S) را بصورت عدد چهارم ذکر می نمایند مانند ۵-۱۰-۱۰-۱۵ که ۵ درصد گوگرد دارد. کود مخلوط ممکن است فاقد یکی از سه عنصر اصلی باشد. مانند ۴۴-۰-۱۳ که فاقد فسفر است و در حقیقت همان نیترات پتاسیم است و یا فسفات دی آمونیم که می توان آن را بصورت ۰-۴۶-۱۸ بیان نمود.
کودهای عناصرکم مصرف
در خاک های نواحی خشک کمبود آهن، مس، منگنز و روی و در خاکهای نواحی مرطوب کمبود مولیبدن، کلر و بر محتمل است. گاهی نیز مقداری زیادی کلر و بر در خاکها و آب آبیاری نواحی خشک وجود داشته و می توانند باعث مسمومیت گیاه گردند. نکته مهم در مصرف کودهای عناصر کم مصرف آن است که مرز بین میزان مورد نیاز و حد مسموم کننده گیاه بسیار باریک است. به عبارت دیگر مصرف زیاد این کودها باعث مسمومیت گیاه می گردد.
در اغلب موارد مقدار عناصر مس، آهن، منگنز و روی در خاک بیش از نیاز گیاه است، اما به فرم قابل جذب گیاه نیستند. از طرف دیگر چون این عناصر عمدتاً به صورت کاتیون به خاک اضافه می گردند، احتمال تثبیت آنها توسط خاک زیاد است.کاتیونها را بهتر است بر روی برگها محلول پاشی نمود.
در صورتی که این کاتیونها بصورت ترکیبات معدنی به خاک داده می شوند می بایستی بصورت نواری در خاک قرارداده شوند و یا همراه با کودهای دارای واکنش اسیدی به خاک اضافه گردند. در صنعت این کاتیونها را با مواد کلات کننده ترکیب و آنها را بصورت غیر قابل تثبیت در آوردنده اند. کلاتها به سهولت در خاک حرکت کرده و عنصر را در دسترس گیاه قرار می دهند. در صورت عدم دسترسی به کلاتها ، از سولفاتهای کاتیونها بعنوان کود استفاده می شود.
از گروه آنیون ها، کمبود کلر بندرت مشاهده می شود. زیرا معمولاً مقدار کافی کلر همراه با آب باران (بخصوص در نواحی ساحلی)، کودهای شیمیائی عناصر اصلی (به صورت ناخالصی) و آب آبیاری به خاک اضافه می شود. در صورت لزوم می توان از کلرورپتاسیم برای رفع کمبود کلر استفاده نمود. برای رفع کمبود بر از بورات سدیم یا بوراکس استفاده می کنند. بوراکس در آب بسیار محلول بوده و در خاک به سهولت حرکت می کند و می بایستی مواظب شسته شدن آن از خاک بود. بوراکس را مستقیماً به خاک اضافی می نمایند.
برای اضافه کردن مولبیدن از مولیبدات سدیم یا مولیبدات آمونیم استفاده می شود. مولیبدات را ممکن است با مواد دیگری مخلوط و به خاک اضافه کرد و یا آن را محلول پاشی نمود. در صورتی که عناصر کم مصرف بصورت نواری در خاک قرار داده می شوند مقدار مصرف آنها چند کیلوگرم (از هر یک) در هکتار خواهد بود. در صورتی که این کودها را بر سطح خاک پخش می نمایند و با خاک مخلوط می کنند، مقدار آنها را چند برابر می گیرند در این روش سولفات کاتیونها رابه میزان ۳۰ تا ۵۰ کیلوگرم در هکتار می پاشند. مقدار معمول مصرف بورات حدود ۵ کیلوگرم در هکتار است. مولیبدات به مقدار حدود ۱ تا ۲ کیلوگرم در هکتار پاشیده می شود. در صورتی که از روش محلول پاشی عناصر بر روی برگها استفاده میشود، می بایستی غلظت محلول را مورد دقت قرار داد. پا شش سولفات عناصر کم مصرف با غلظت ۲ تا ۳ در هزار معمول است.
در بازار ایران مخلوطی از کودهای عناصر کم مصرف به نامهای تجاری مختلفی وجود دارند. محلول تهیه شده از این کودها را می توان روی برگ پاشید و یا با سموم مختلف مخلوط کرد و همزمان با سمپاشی مصرف نمود.
کود های شیمیایی موجب تقویت رشد گیاه می شوند و از طریق فرایند های شیمیایی این کود ها تولید می گردند.کود های شیمیایی در مقایسه با کود های آلی حجم کمتری دارند. انواع زیادی کود های شیمیایی وجود دارند که به شکل های پودی , گرانوله , مایع و گاز تولید می شوند.
کود های شیمیایی عبارتند از:
نیترات سدیم این کود 16 در صد ازت دارد و برای خاک های اسیدی مفید هستند.
نیترات کلسیم این کود 16 درصد ازت دارد و به تلفات از طریق آب شویی و نیترات زدایی بسیار حساس است. به عنوان منبع کلسیم قابل حل در برخی زراعت ها کاربرد دارد.
سولفات آمونیوم این کود به شکل بلور سفید و شبیه به نمک است. این کود 20 درصد ازت دارد و اثر اسید سازی در خاک ها دارد.سولفات روي اين كود به دو صورت خشك(ZnSo4H2o)با 34 درصد روي و يا ابدار(ZnSo4 7H2o)با 24 درصد روي توليد و بسته بني شده و به صورت پودر عرضه ميشود.
سولفات منگنز با فرمول شيميايي MnSo4.H2o حاوي 24 درصد منگنز است كه به صورت پودري توليد و در بسته بنديهاي 25 كيلوگرمي عرضه مي گردد

نیترات آمونیوم این کود شبیه به کود سولفات آمونیوم می باشد و حدود 34 درصد ازت دارد. در خاک سریع عمل می کند اما به مدت طولانی درخاک دوام ندارد.
نیترات پتاسیم نیترات پتاسیم با فرمول شیمیایی Kno3 است که دارای 26 درصد پتاسیم و 19 درصد ازت میباشد.
آمو نیاک این کود به شکل گاز یا مایع می باشد و حدود 80 درصد ازت دارد. این کود گران می باشد.
کلرور آمونیوم این کود به شکل بلور سفید است و حدود 26 درصد ازت داردو شبیه به کود سولفات آمونویم عمل می کند.
اوره این کود هم به شکل بلور سفید است و ازت زیادی دارد. این کود سریع در خاک عمل می کند اما توسط آب دچار آبشویی می شودو به مدت طولانی در خاک دوام ندارد.
سوپرفسفات تریپل این کود 46 در صد P2O5دارد .
فسفات دی آمونیوم این کود 18 درصد ازت و 46 درصد P2O5 دارد . این کود در آب بسیار قابل حل می باشد.این کود اثر اسید سازی روی خاک دارد.این کود به علت داشتن آمونیوم زیاد می تواند به جوانه زنی بذر در هنگام تماس با آن آسیب برساند.
کود های دارای پتاسیم دو نوع از این نوع کود ها کاربرد وسیع دارند سولفات پتاسیم و کلرور پتاسیم می باشند.هر دو این کود ها در آب بسیار قابل حل هستندو به خاک قبل یا درحین کشت افزوده می شوند.کود های پتاسیمی برای خاک های شنی خوب هستند.این کود ها به بهبود کیفیت محصولات کشاورزی کمک می کنند.
سولفات روي
اهميت:
عنصر روي براي فعاليتهاي آنزيمي توليد هورمونهاي رشد تلقيح باروري و تشكيل ميوه ضروري بوده و كمبود آن باعث ريز برگيتاخير در باز شدن برگها و گلها ريزش ميووه سر خشكيدگي ومحدوديت رشد مي شود . اين عنصر فعال كنندهي بيش از 300 نوع آنزيم در انسان داام و گياه است و در مجموعه مكنيسم هاي حفاظتي بدن نقش كليدي دارد.
مشخصات كود:
آهكي بودن خاكها ph بالا ماده آلي كم و مصرف زياد كودهاي فسفاته ازعواملي هستند كه قابليت استفاده اين عنصر را براي گياهان محدود كرده و خسارات جبران نا پذيري را بر ميزان توليد وكيفيت محصولات وارد مي نمايد . استفاده از كودهاي شيميايي حاوي اين عنصر به خصوص بههمراه ماده الي گوگرد و باكتريهاي مر بوطه باعث بهبود شرايط تغذيه اي گياهان شده و بسياري از نا رسائيهاي تغذيه اي را بر طرف مي سازد . اين كود به دو صورت خشك(ZnSo4H2o)با 34 درصد روي و يا ابدار(ZnSo4 7H2o)با 24 درصد روي توليد و بسته بني شده و به صورت پودر عرضه ميشود.
روش زمان و مقدار مصرف:
اين كود از طريق جايگذاري عمقي (موضعي چالكود و نواري) ومحلول پاشي قلابل استفاده است.در خاكهاي سبك بت آبياري نيز قابل استفاده مي باشد اما تحت اين شرايط بازيافت آن كمتر خواهد بود. محلولپاشي پنج در هزار آن به همراه اوره و اسيد بوريك در پاييز و اوايل بهار قبل از باز شدن شكووفه ها در افزايش تشكيل ميوه بسيار مفيد است.
درختان:در زمستان در قسمت مياني سايه انداز به همراه كوود حيواني وگوگرد به صورت چالكود يا كانال كود به ميزان 2000 تا 300 گرمبه ازاء هر درخت بارور استفاده مي شود.
نباتات زراعي: هنگام تهيه بستر بذر همراه با ساير كودهاي زمستانه به ميزان 60 تا 80 كيلو گرم در هكتار در زير خاك مصرف مي شود.
محلولپاشي: در درختان مميوه به نسبت 3تا5 در هزار و در محصولات زراعي به نسبت 3تا4 هزار محلوولپاشي مي شود.
گياهان و مناطق مورد مصرف: كمبود روي در خاكهاي آهكي با phبالا در ايران شايع و علائم و عوارض ناشي از كمبود اين عننصر در اكثر نقاط ايران به چشم ممي خورد. مصرف كودهاي حاوي روي در اين اراضي براي اكثر محصولات مفيد است مصرف اين كود به تدريجعوارض ناشي از كمبود روي را بر طرف و گلدههي تشكيل ميوه ميزان عمللكرد را افزايش خواهد داد .
نكات فني: مصرف اين كود به صورت 1تا2 سال در ميان از كمبود اين عنصر جلوگيري مي كند.مصرف اين كود مخلوط با كود حيواني خصوصا در محدوده فعليت ريشه باعث افزايش كارآيي كود سولفات روي مي شود.
سولفات منگنز
اهميت :
منگنز نقش كليدي در تشكيل كلروپلاست و سيستمهاي آنزيمي گياه داشته و مصرف اين كود باعث بهبود فتوسنتز گياه و افزايش توليد محصول خواهد شد.منگنز فعال كننده ي تعداد زيادي آنزيم در انشان است.
مشخصات كود :
آهكي بودن خاكها PH بالاماده آلي كم و مصرف نا متعدل كودها از عواملي هستند كه قابليت استفاده اين عنصر را براي گياهان محدود كرده و خسارات جبران نا پذيري را بر ميزان توليد و كيفيت محصولات وارد مي كنند علائم و عوارض ناشي از كمبود اين عنصر در اككثر نقاط ايران و در اغلب محصولات به چشم مي خورد . استفاده از كگودهاي شيميايي حاوي اين عنصربه خصوص همراه ماده آلي گوگرد و باكتريهاي مربوطه باعث بهبود شرايط تغذيه اي گياهان شده و بسياري از نا رسائيهاي تغذيه اي را بر طرف مي سازد. سولفات منگنز با فرمول شيميايي MnSo4.H2o حاوي 24 درصد منگنز است كه به صورت پودري توليد و در بسته بنديهاي 25 كيلوگرمي عرضه مي گردد.
روش زمان و مقدار مصرف :
ين كود از طريق جايگذاري عمقي(موضعي چالكود و نواري )و محلولپاشي قابل مصرف است . درخااكهاي سبك با اب آبياري نيز قابل مصرف است اما تحت اين شرايط باز يافت آن كمتر خوواهد بود.
درختان : در زمستان در قسمت مياني سايه انداز به همراه كود حيواني و گوگرد به صورت چالكود يا كانال كود به ميزان 200 تا 300 گرمبه ازاء هر درخت بارور مصرف مي شود .
نباتات زراعي : هنگام تهيه بستر بذر همراه با سلير كودهاي زمستانه به ميزان 50 تا 80ذ كيلوگرم در هكتار زير خاك مصرف مي شود.
محلولپاشي: در درختان ميوه به نسبت 3تا4 در هزار و در محصولات زراعي به نسبت 2تا3 در هزار محلوولپاشي مي گردد.
كياهان و مناطق مورد مصرف:
كمبود منگنز در خاكهاي آهكي با PH بالا و خصوصا با بافت سبك در اكثر نفاط ايران و محصولات گزارش شده است .مصرف كودهااي حااووي مكنگنز در اين اراضي به تدريج عوارض ناشي از كمبود را بر طرف و ميزان كلروفيل فتوسنتز و عملكردرا افزايش خواهد دادد.
نكات فني:
مصرف اين كود به صورت 1 تا2 سال در ميان از كمبود اين عنصر جلوگيري مي كند..
مصرف اين كود مخلوط با كود حيواني خصوصا در محدوده فعاليت ريشه باعث افزايش كار آيي كود سولفات منگنز مي شود.
كود اوره با پوشش گوگردي
كود اوره با پوشش گوگردي( SCU ) به عنوان يك نوع كود آهسته رهش كه داراي راندمان بالا و مزاياي بسيار زيادي براي خاك و گياهان است ، در صنايع كشاورزي كاربرد زيادي دارد. اخيراً در كشور ما نيز با توجه به راندمان پايين كود شيميايي اوره اتلاف آن ، آلودگي شديد خاكها و منابع زيرزميني آب به نيترات و نيتريت ، كاهش جذب عناصر ريزمغذي بدليل بالابودن PH خاكها و ... استفاده از اين نوع كود نه تنها براي مزارع شاليزار كه بطور كامل در آب غوطه ورند بلكه براي تمام اراضي كشاورزي توصيه شده است . زيرا صرف نظر از مزاياي فوق گوگرد نيز به عنوان يك ماده حياتي در ساختمان پروتئين ها ، به عنوان كاهنده PH خاكها و در نتيجه ايجاد شرايط جذب عنصر ريز مغذي خصوصا آهن و روي كه مردم كشور ما در فقدان ميزان آهن و روي ركورد دار مي باشند، دارد .
در كشور ما سالانه بيش از يك ميليون و ششصد هزار تن اوره جهت تامين نياز ازت گياهان در صنايع كشاورزي استفاده مي شود.متاسفانه باتوجه به راندمان پايين آن( اتلاف بيش از پنجاه درصد ازت) ، كشاورزان مجبورند جهت تامين نياز گياهان مقادير بيشتري كود استفاده نمايند. البته ازدست دادن اين مقدار ازكود نه تنها باعث اتلاف هزينه هاي بسيار زيادي مي شود بلكه بخاطر وجود بيوره و همچنين تشكيل نمكها و كمپلكسهاي ديگر در خاك، كاهش راندمان خاك و آلودگي شديد آن ( سفت شدن خاكها) و آلودگي منابع زير زميني آب را نيز بدنبال دارد. از طرفي با توجه به نقش ارزشمند گوگرد در كشاورزي خصوصا در كشور ما كه بيش از نود درصد از زمينهاي كشاورزي آهكي و باpH بالا بوده و اين مسئله با عث كاهش راندمان جذب عناصر ريز مغذي كه از اهميت بالايي در رشد و نمو گياهان برخوردار مي باشند ، استفاده از كودهاي اوره با پوشش گوگردي از هر دو جهت باعث افزايش راندمان كشاورزي كشور خواهد شد.
همچنين با توجه به فرآيند اوره با پوشش گوگردي با تغيير پارامتر هاي عملياتي و شرايط فرآينديو استفاده از سيلنت هاي مختلف، امكان توليد محصولات اوره با پوشش گوگردي با درصدهاي مختلف گوگرد و سرعت انحلالهاي متفاوت وجود دارد و همانطور كه از نمودارهاي ارائه شده مشخص است استفاده از اوره با پوشش گوگردي با حداقل كيفيت ( حداكثر سرعت انحلال هفت روزه) به مراتب مفيدتر و كاراتر از اوره ( با سرعت انحلال پنجاه ثانيه اي) مي باشد.
در خصوص كاربرد گسترده گوگرد ، استفاده از كود اوره با پوشش گوگردي با در صد پوشش هاي متفاوت ( سرعت انحلالهاي متفاوت) به تنهايي و يا بصورت مخلوط با اوره جهت تامين بموقع ازت مورد نياز گياه در دوره رشد از كاربرد اوره مناسب تر خواهد بود. اين مسئله اگر بصورت دقيق بررسي و براساس نوع كشت و نياز هاي آن در طي دوره رشد( نياز هر گياه به عناصر مغذي متفاوت است)، شرايط آب و هوايي منطقه و آناليز دقيق خاك اعمال گردد ، باعث افزايش چشمگير راندمان محصولات كشاورزي ، بهبود كيفي خصوصيات خاك ، جلوگيري از آلودگي منابع آب و كاهش مصرف اوره مي گردد و باتوجه به پرداخت يارانه جهت كود اوره از لحاظ اقتصادي كمك بزرگي به اقتصاد كشور خواهد شد.
لذا لزوم ترويج و آشنايي كشاورزان با كود اوره با پوشش گوگردي و همچنين تعيين استاندارهاي لازم جهت توليد و مصرف آن در سطحي وسيع در نقاط مختلف كشور و با توجه به نوع كشت ضروري بنظر مي رسد.
نیترات پتاسیم
اهمیت:
ازت و پتاسیم از عناصری هستند که به مقدار قابل توجهی توسط گیاه ازخاک برداشت شده وبایستی درطول دوره رشد همواره به مقدارکافی ازخاک دراختیارگیاه قرارگیرد.نیترات پتاسیم یک کود کاملا محلول درآب است که می توان از آن درهرمرحله ازرشد گیاه استفاده نمود.ازت موجود دراین کود باعث بهبود رشد رویشی می شود وپتاسیم آن دربهبود کیفیت،افزایش مقاومت به خشکی،شوری و آفات و بیماریها بسیارموثراست.نیترات پتاسیم کود بسیار مناسبی برای برطرف کردن کمبود پتاسیم در هر مرحله از رشد گیاه است.
مشخصات کود:
کشت های مترکم وعدم استفاده ازعنصر پتاسیم طی سالیان گذشته وازطرفی کمبود آب آبیاری و کیفیت نا مناسب آب وخاک دراکثراراضی کشاورزی ازعواملی هستند که قابلیت استفاده این عنصر را برای گیاهان محدود کرده و خسارات جبران نا پذیری را برمیزان تولید و کیفیت محصولات وارد می کند.استفاده ازکودهای حاوی این عنصر باعث بهبود شرایط تغذیه ای گیاهان وافزایش کمی و کیفی محصولات می شود.نیترات پتاسیم با فرمول شیمیایی Kno3 است که دارای 26 درصد پتاسیم و 19 درصد ازت میباشد.
روش زمان و مقدار مصرف:
نیترات پتاسیم یک کود کاملا محلول درآب است که به صورت مصرف خاکی،،کود آبیاری و محلول پاشی قابل استفاده میباشد.
مصرف خاکی: به میزان 200 تا 300 کیلوگرم در هکتاردرزمان کاشت
کود آبیاری وسرک: به میزان 100 تا 200 کیلوگرم درهکتاردر2تا3 نوبت درطول فصل رشد
محلول پاشی: به میزان 5تا8 در هزار
گیاهان ومناطق مورد مصرف:
این کود را می توان درهرمرحله ازرشد گیاه خصوصا برای باغات پسته،درختان میوه،محصولات صیفی و سبزی،سیب زمینی،نیشکر و کشت های گلخانه ای استفاده نمود.
محاسن کاربرد:
افزایش میزان تولید و بهبود کیفیت محصول
افزایش مقاومت گیاه در مقابل خشکی،آفات و بیماریها
کود آلی (ارگانیک)
به کود هایی اطلاق میشوند که منشا طبیعی دارند.

کودهای حیوانی
به مجموعه ای از مواد بستری، ادرار و مدفوع گاو ، گوسفند ، مرغ یا هر حیوان دیگری است که از محل نگهداری آنها بدست می آید اطلاق مي شود. درصد مواد غذایی کود حیوانی و کیفیت فیزیکی آن به عواملی مثل نوع حیوان، کیفیت مواد بستری، میزان پوسیدگی کود، تغذیه دام، میزان سدیم و مقدار بذر علفهای هرز، اسپور بیماریها، لارو و تخم حشرات، شن و خاک دارد.درصد ازت کود گاوی بیشتر از کود گوسفندی و مرغی است. ولی درصد فسفر و پتاسیم کود مرغی از کودهای گاوی و گوسفندی بیشتر است.
درصد مواد غذایی کودها به تغذیه دام بستگی دارد. مثلاً چنانچه جیره غذایی دام از نظر یک عنصر ضعیف باشد، کود حاصله نیز به طریق اولی از نظر آن عنصر ضعیف خواهد بود و یا مثلاً هر چه درصد فیبر جیره غذائی بیشتر باشد درصد فیبر مدفوع نیز زیادتر خواهد بود. فراوانی ترکیبات آلی ازت دار ساده در کود حیوانی تازه بسیار مساله ساز است. تجزیه سریع این مواد سبب آزاد شدن آمونیاک و تجمع آن در مجاورت ریشه ها گشته و موجب مسمومیت گیاه می گردد. پوسیدگی اولیه کود این مشکل را مرتفع می سازد بهمین جهت هیچ گاه نباید کود حیوانی تازه را به محصول کاشته شده داد.
زیادی املاح در کود نیز می تواند از طریق ایجاد پتانسیل اسمزی و یا مسمومیت مستقیم گیاه مساله ساز باشد. بنابراین وجود مقدار متعادلی از عناصر غذائی و عدم زیادی عناصری مثل سدیم در کود دامی مطلوب می باشد. کیفیت مواد بستری نیز نقش مهمی در کیفیت و حالت فیزیکی کود حیوانی دارد. معمولاً اصطبل گوسفند فاقد بستر است.
بدین لحاظ سرعت تجزیه و پوسیدگی کود گوسفندی زیاد و دوام آن در خاک کمتر از سایر کودها می باشد. کود گوسفندی را کود گرم گویند. در مرغداری ها بیشتر از خاک اره و در گاو داریها معمولاً از کاه بعنوان مواد بستری استفاده می کنند. سرعت تجزیه و پوسیدگی کاه بیش از خاک اره می باشد. و بالعکس دوام خاک اره در خاک بیش از کاه است. زررا خاک اره از ترکیبات مقاومتری در مقایسه با کاه تشکیل شده است. بطورکلی، هر چه مقدار مواد نامطلوب مثل بذر علفهای هرز، شن، خاک، اسپور بیماریها و تخم و لارو حشرات در کود کمتر و تجزیه اولیه آن بیشتر باشد، ارزش کیفی کود بیشتر است.
پوسیدگی کود سبب می شود که از میزان بذر علفهای هرز و آلودگی به امراض و حشرات نیز کاسته شود. برای پوسیدگی اولیه کود حیوانی می توان آن را در شرایطی مشابه تهیه کمپوست قرارداد و یا کود حیوانی را مدتی قبل از کاشت در خاک مزرعه اختلاط داد. تجزیه کود در خاک و تبدیل آن به هوموس نیز مستلزم کفایت تهویه، حرارت و رطوبت در خاک می باشد این عوامل از طریق انجام عملیات مناسب زراعی تامین می شوند.
کود حیوانی را در زراعت گیاهان پر ارزشی مانند سبزیجات، سیب زمینی، ذرت ، پنبه و چغندر قند. به مقدار تقریبی 20 تا 50 تن در هکتار به خاک می دهند. کود حیوانی را معمولاً در زمان شروع عملیات تهیه بستر تا حداقل یک ماه قبل از کاشت بر سطح خاک می باشند و با وسایلی مانند گاو آهن، دیسک یا کولتیواتور با خاک سطحی و تا عمق حدود 15 سانتیمتری مخلوط می نمائید.
در زراعتهای کوچک و سنتی کود حیوانی را بصورت کپه هائی در مزرعه قرار می دهند و سپس آنرا با بیل بر سطح خاک پراکنده ساخته و با خاک مخلوط می کنند. در زراعتهای مکانیزه از دستگاه کودپاش حیوانی استفاده می نمایند دستگاه کودپاشی حیوانی مانند یک تریلر است که در کف آن یک نوار نقاله قرار دارد. نوار نقاله کود را به سمت عقب و خارج از تریلز هدایت کرده و روی یک مارپیچ گریز از مرکز می ریزد. چرخش مارپیچ کود را به اطراف پرتاب می کند. از آنجائی که هزینه خرید، حمل و نقل و پاشیدن کود حیوانی بسیار زیاد است و بخصوص در زراعتهای وسیع می تواند مشکلاتی را در برنامه ریزی و زمان بندی عملیات زراعی پیش آورد، لازم است به باقی گذرادن بقایای گیاهی بر خاک و تلاش در حفظ هوموس خاک توجه کافی مبذول گردد.
کودهاي گياهي
کود سبز
یکی دیگر از راههای افزایش ماده آلی خاک استفاده از کود سبز در تناوب زراعی می باشد. منظور از کود سبز شخم زدن گیاه در خاک پس از رشد کافی و بدون برداشت محصول است. اثر کود سبز بر خصوصیات فیزیکی خاک همانند کود حیوانی می باشد.
ولی کود سبز عملاً مواد غذایی به خاک اضافه نمی کند، بلکه آن چه را که طی رشد خود از خاک جذب کرده و در خود ذخیره نموده است به خاک بر می گرداند اما در صورتی که از گیاهان تیره بقولات بعنوان کود سبز استفاده شود تمام ازت تثبیت شده را به خاک بر می گرداند. از طرف دیگر کود سبز با جذب و ذخیره مواد غذایی در خود از شسته شدن آنها جلوگیری می نماید. گیاه مورد استفاده بعنوان کود سبز می بایستی اثرات فیتوتوکسینی بر رشد محصول بعدی نداشته باشد، فصل رشد کوتاهی داشته، تراکم بوته بالا را تحمل کند و رشد سبزینه ای زیادی داشته باشد تا علاوه بر این که مقدار زیادی ماده آلی به خاک اضافه می کند، پوشش کامل خاک را تامین نماید. پوشش کامل خاک برای جلوگیری از فرسایش خاک و بازداری رشد علفهای هرز ضرورت دارد. بنابراین اهداف کود سبز را می توان در افزایش ماده آلی خاک، حفظ مواد غذائی خاک (و در صورت استفاده از گیاهان تیره بقولات افزایش ازت خاک)، جلوگیری از فرسایش خاک و مبارزه با علفهای هرز خلاصه نمود. توجه به اهداف فوق روشن می سازد که کود سبز قبل از گیاهان وجینی در تناوب قرار می گیرد.
کود سبز در سیکل تناوبی فقط می تواند جایگزین آیش فصلی گردد. چنانچه طول آیش فصلی موجود برای تولید یک محصول کفایت می نماید، استفاده از کود سبز طی آن آیش فصلی مجاز نیست. نوع آیش فصلی (زمستانه یا تابستانه) که در شرایط کشت آبی توسط کود سبز جایگزین می شود به شرایط اقلیمی بستگی دارد. در نواحی اقلیمی که با زمستان سرد مشخص می شوند، گیاهان وجینی (مانند چغندرقند، پنبه، ذرت و سیب زمینی) در بهار کاشته می شوند و آیش زمستانه می تواند توسط کود سبز اشغال گردد.
در آن نواحی اقلیمی که با زمستان ملایم مشخص می شوند گیاهان وجینی ممکن است در پائیز (مانند چغندر قند و سیب‌زمینی) یا در بهار (مانند ذرت، پنبه و آفتابگردان) کاشته شوند و کود سبز می تواند محصولی تابستانه یا پائیزه (عکس دوران رشد محصول اصلی) باشد. مهمترین گیاهانی که بعنوان کود سبز در کشت آبی ممکن است مورد استفاده قرار گیرند عبارتند از خلر، لوبیا روغنی، انواع لوبیا، چاودار، شبدر، جو و گندم سیاه. یونجه بعنوان کود سبز کاشته نمی شود، اما در صورتی که پس از حصول رشد کافی سبزینه ای به خاک برگردانده شود، بعضی از هدفهای کود سبز را تامین می کند. گیاهانی مثل گندم سیاه چاودار و شبدر ایرانی به خوب در خاکهای فقیر رشد می کنند و در بهبود باروری و ساختمان خاکها موثر می باشند.
کود سبز را حداقل دو هفته قبل از کاشت محصول اصلی به خاک بر میگردانند. هرچه درصد مواد خشبی کود سبز بیشتر و ازت آن کمتر باشد، می بایستی با فاصله زمانی طولانی تری از کاشت محصول اصلی به خاک برگردانده شود. در صورتی که از گیاهانی مثل یونجه یا شبدر بعنوان کود سبز استفاده می شود می بایستی ابتدا آنها را با ماشین آلاتی مانند کولتیواتور پنجه غازی از پائین طوقه قطع نمود تا خشک گردند و یا آنها را با علف کش راند آپ یا توفوردی خشک کرد و 3 تا 4 هفته بعد از طوقه کن کردن یا تیمار با علف کش در وضعیت گاورو بودن خاک شخم شوند. در غیر این صورت رشد مجدد این گیاهان به وقوع پیوسته و به صورت علف هرز در خواهند آمد. هیچگاه نبایستی کود سبز را بعنوان علوفه برداشت و یا مورد چرای دام قرار داد. این عمل باعث خروج مواد غذائی از خاک گشته و ممکن است رشد و عملکرد محصول بعدی را نقصان دهد. چرای دام یا یک برداشت مختصر علوفه از کود سبز هنگامی امکان پذیر است که کود شیمیائی کافی به خاک داده شود و آیش فصلی موجود اجازه رشد مجدد و کافی را به کود سبز بدهد.
به کار گیری کود سبز در شرایط دیم ایران به نواحی پرباران ساحل خزر محدود می شود. در این نواحی می توان از گیاهانی مانند جو و چاودار بعنوان کود سبز برای محصولات وجینی بهاره مانند پنبه‏ ذرت و آفتابگردان استفاده نمود. در این شرایط کود سبز را می بایستی حدود یک ماه قبل از کاشت در خاک شخم زد تا پوسیدگی مناسبی اتفاق افتاده و رطوبت کافی برای رشد محصول اصلی در خاک ذخیره شود.
کمپوست
کمپوست عبارت از بقایای گیاهی و حیوانی، زباله های شهری و یا لجن فاضلاب است که تحت شرایط پوسیدگی قرار گرفته باشند، بطوری که مواد سمی آنها از بین رفته، مواد پودر شده و فرم اولیه خود را از دست داده باشند. برای تهیه کمپوست می توان از بقایای چوب بریها‏، زباله شهری،‏ بقایای کشتارگاهها و کارخانه های کنسرو ماهی ، لجن فاضلاب و اجساد گیاهان پست غیرآوندی استفاده نمود. بطورکلی، کمپوست ها از نظر مواد غذائی ضعیف هستند (به استثناء بقایای کشتارگاهها و کارخانه های کنسرو ماهی که از نظر ازت غنی می باشند) و معمولاً برای بهبود ساختمان خاک مورد استفاده قرار می گیرند. اثر فیزیکی کمپوست به مقدار ماده آلی آن و اثر شیمیائی کمپوست به ترکیب شیمیائی آن بستگی دارد. تهیه کمپوست از زباله های شهری و لجن فاضلاب راه مفیدی برای مصرف مجدد و دفع بهداشتی این مواد است. مواد اخیر از این نظر که دارای املاح کم، فاقد مولدین امراض و آفات گیاهی، بذر علفهای هرز و خاک می باشند مناسب بوده و به سرعت در خاک می پوسند. لجن فاضلاب را پس از تخمیر غیر هوازی و حرارت دادن (برای کشتن عوامل بیماریزای آن) مورد استفاده قرار می دهند برای تهیه کمپوست روش کلی زیر انجام پذیر است. موادی را که می خواهند. کمپوست نمایند بصورت لایه ای به ضخامت 7 تا 10 سانتیمتر روی سطح زمین یا حفره ای که در زمین تهیه نموده اند قرار می دهند و به ازاء هر سطل از مواد کمپوست شونده حدود 100 گرم فسفات دی آمونیم یا سوپر فسفات بر روی مواد می باشند (در صورتی که از سوپر فسفات استفاده می شوند بهتر است حدود 40 گرم اوره به ازاء هر 100 گرم سوپر فسفات اضافه شود) پس از پاشیدن کود شیمیائی اقدام به آبپاشی این لایه نموده و سپس لایه های جدید را به همین روش اضافه می کنند. ممکن است لایه هائی از کود حیوانی و یا خاک را بطور متناوب با لایه های مواد کمپوست شونده قرار دهند. در صورتی که از لایه های کود حیوانی استفاده می شود به اضافه کردن کود ازت در زمان انباشتن مواد کمپوست شونده نیازی نیست، اما به فسفات و همچنین سولفات کلسیم ممکن است نیاز باشد. ترکیب کود شیمیائی که برای تحریک و تکمیل پوسیدگی و تعادل عناصر به کمپوست اضافه می شود به نسبت کربن به ازت و ترکیب شیمیائی مواد کمپوست شونده بستگی دارد.
پاشیدن چند کیلوگرم اوره به ازاء هر تن مواد کمپوست شونده روی توده کمپوست قبل از هر بار آبپاشی مفید است در مورد بقایای چوب بریها لازم است کلیه عناصر غذائی به کمپوست اضافه شود. مواد کمپوست شونده را می بایستی همیشه مرطوب نگهداشت و هر 2 تا 4 هفته یکبار آن را مخلوط و زیرورو نمود تا به خوبی تهویه و یکنواخت گردد.
زیرورو کردن زیاد توده موجب می شود که حرارت کمپوست بالا نرفته و آفات و عوامل بیماریزای موجود در مواد از بین نروند.
کمپوست هنگامی آماده مصرف است که مواد کمپوست شونده پوسیده و پودر شده باشند. مدت لازم برای کمپوست شدن با مواد مصرفی و شرایط کار فوق می کند. زباله های شهری پس از مدتی حدود 6 هفته کمپوست می شوند. کمپوست شد کامل خاک اره گاهی چندین ماه طول می کشد. معمولاً خاک اره راحدود 6 هفته در شرایط مناسب می پوسانند تا ترکیبات سمی محلول آن پوسیده شوند و سپس مصرف می کنند. از مسائل تهیه کمپوست توسعه و تجمع مگس و پشه و بوی نامطلوب تخمیر آن است.
افزایش تهویه مواد از شدت بو می کاهد. برای مبارزه با مگس و پشه می بایستی از حشره کشها استفاده نمود. کمپوست را می توان به جای کود حیوانی مورد استفاده قرار داد.
فواید استفاده از کمپوست:
• در ایجاد کشاورزی پایدار مناسب است و از کاهش محصول جلوگیری کرده و باعث افزایش آن می‌گردد.
• ذخیره کننده بزرگی از عناصرو آب بوده و به این ترتیب اعتماد و دلگرمی کشاورزان با استفاده از آن در مزارع بیشتر می‌شود و قابلیت ذخیره آب در خاک را افزایش می‌دهد.
• باعث بهبودی ساختمان خاک شده و عملیات شخم را آسانتر می‌کند همچنین قابلیت ذخیره آب در خاک را افزایش می‌دهد.
• هوموس و مواد آلی خاک را افزایش داده و بعضی از ویتامین‌ها، هورمونها و آنزیمهای مورد نیاز را تأمین می‌کند که این مواد نمی‌توانند بوسیله کودهای شیمیایی تأمین گردند. بنابراین در خاکهای با کمبود مواد آلی بسیار مفید و مناسب می‌باشد.
• در جلوگیری از تغییر اسیدیته خاک همانند یک بافر عمل می‌کند.
• وقتی که در هنگام مرحله کمپوست شدن درجه حرارت به 60 درجه یا بیشتر می‌رسد، عوامل پاتوژن و بیماریزا، تخم انگلها، بذور علفهای هرز را از بین برده و آنها را نابود می‌کند.
• کمپوستی که کاملاً آماده شده و رسیده باشد، براحتی با خاک در حال تعادل قرار می‌گیرد و تهویه خاک را بهبود می‌بخشد.
• کودهای اضافه شده را براحتی و با جلوگیری از تلف شدن و هدر روی در اختیار گیاه قرار می‌دهد.
• بسیاری از عناصر‌و مواد غذایی پر‌مصرف‌و ‌کم‌مصرف را که در‌خود داشته است در خاک آزاد کرده‌و در اختیار‌گیاه قرار می‌دهد.
• وزن مخصوص ظاهری خاک را به شدت کاهش داده و بنابرای برای خاک سنگین و رسی بسیار مناسب و مفید است.
• چون ظرفیت نگهداری عناصر در سطح آن زیاد می‌شود، بنابراین در کاهش عناصر و مواد غذایی گیاه در خاکهای سبک و شنی بسیار مناسب و مفید است.
• آزولا گیاهی مفید برای شالیزار می‌باشد در صورتیکه رشد مناسب و معقولی در منطقه داشته باشد. ولی اقلیم و شرایط منطقه و همچنین افزایش آلودگی آبها در منطقه به عناصر مختلف خصوصاٌ ازت و فسفر باعث رشد زیاد‌و بی‌رویه آن شده است بطوریکه امروزه تهدیدی بسیار جدی برای شالیزارها، استخرها، آب‌بندانها و تالابها شده و رشد برنج و جمعیت آبزیان را در معرض خطر قرار داده است.
گیالوش
گیالوش (پیت) یا تورب عبارت از بقایای گیاهان آبزی، باتلاقها و مردابهاست که زیر آب به حالت نیمه پوسیده و تجزیه شده بجا مانده است و خرد شده آن را پس از استخراج در ترکیبات خاکی بکار می برند. ترکیبات گیالوش های مختلف بر حسب نوع گیاهی که از آن بوجود آمده اند مقدار پوسیده بودن، مقدار مواد معدنی و درجه اسیدی بودن، متفاوت است.از میان انواع گیالوش در ایران خزه لوش (پیت خزه peat moss) از همه معروف تر است که دارای رنگ قهوه ای میباشد و ظرفیت نگهداری آبی حدود ده برابر وزن خشکش را دارد. این ماده، اسیدی و با pH برابر 8/3 تا 5/4 بوده، مقدار کمی ازت دارد و فسفر و پتاس آن ناچیز است.بنابراین بیشتر برای نگهداری آب و خاک افزوده میشود. قبل از افزودن خزه لوش به خاک باید در صورت لزوم آنرا تکه تکه کرد و لازم است که مرطوب شود.
خاکبرگ
خاکبرگ که از پوسیده شدن موادی مانند دمبرگ درختان، چمن های قیچی شده و غیره حاصل می شود ارزش غذایی چندانی ندارد و تنها به منظور سبک و قابل نفوذ کردن خاک مورد استفاده قرار می گیرد. برای تهیه خاک برگ در فصل پائیز برگهای خشک درختانی که رگبرگهای ضخیم و خشن ندارند (مانند درختان میوه، افرا و نارون و ...) را در محلی در روی سطح زمین یا در یک گودال بصورت یک لایه جمع آوری کرده پس از آنکه با آب پاشی رطوبت لازم را تامین کردند برای تسریع در پوسیده شدن آنها مقداری کود ازته مانند اوره بدان اضافه می کنند. سپس یک لایه دیگر برگ ریخته و با تکرار عمل آب پاشی و کودپاشی به انباشتن مقدار مورد نظر برگ می پردازند در اثر رشد و نمو باکتریها، برگها بتدریج پوسیده می شوند، معمولاً هراز چندی این توده را از هم می پاشند و دوباره در محل دیگری روی هم می ریزند این کار به منظور جلوگیری از ایجاد گرمای بیش از حد در درون توده که باکتریها را از بین می برد و هوا رسانی به باکتریهای موازی انجام میگیرد.
به هم خوردن توده خاکبرگ مراحل پوسیده شدن را تسریع می کند. در شرایط عادی خاکبرگ پس از 8 تا 12 ماه قابل استفاده می گردد. ولی خاک برگهایی که 3 تا 4 سال مانده باشند،ترجیح داده می شوند. خاکبرگ آماده شده را باید الک کرد تا چوبها و قسمتهای زاید آن جدا شود خاک برگ ممکن است محتوی بذرهای علفهای هرز، آفات و امراض باشد، لذا باید قبل از مصرف گندزدائی گردد.
ورمی کولایت
این ماده معدنی از نوع میکاست که وقتی گرما ببیند حجمش زیاد می شود مواد شیمیایی آن سیلیکاتهای منیزیم، آلومینیوم و آهن است که آب خود را از دست داده اند از نظر واکنش اسیدی خنثی است و قادر است به میزان زیادی آب جذب کند. از آنجا که ورمی کولایت ظرفیت تبادل کاتیونی نسبتاً بالایی دارد می تواند مواد غذایی را به صورت ذخیره نگهداشته و بعد آزاد سازد. نکته مهم درمورد ورمی کولایت آنست که وقتی مرطوب است و حجمش زیاد میشود نباید تحت فشار قرار گیرد، چون ساختار متخلخل خود را از دست میدهد.
پرلایت
این ماده به رنگ سفید خاکستری است منشأ آتشفشانی دارد و از گدازه های آتشفشانی سرد استخراج میشود. پرلایتی که در باغبانی مصرف می شود دارای ذاتی به قطر 5/1 تا 3 میلی متر است.پرلایت بین 3 تا 4 برابر وزنش آب جذب می کند و واکنشی بین 6 تا 8 دارد. خاصیت تبادل کاتیونی نداشته ، فاقد مواد غذایی معدنی است. افزودن آن به خاک بیشتر به منظور افزایش میزان هوای مخلوط های خاکی صورت می گیرد.
خزه اسفاگنوم
خزه اسفاگنوم بقایای خشک شده گونه های مردابهای اسیدی جنس اسفاگنوم می باشد که ظرفیت جذب آب زیادی دارد. یعنی 10 تا 20 برابر وزنش آب جذب می کند. این خزه شامل کمی مواد معدنی و دارای واکنشی در حدود 5/3 می باشد.از ویژگیهای این ماده اینست که استریل بوده و حاوی چند ماده اختصاصی قارچ کش است که از مرگ گیاهچه جلوگیری می کند.
بهترین زمان تهیه کود سبز
بهترین زمان تهیه کود سبز، پس از به گل رفتن گیاهان است.
گیاه کودی انتخاب شده باید در زمان گلدهی یا خوشه بستن به زیر خاک برده شود. زیرا که قبل از این زمان، رشد و نمو قسمت های سبزینه ای گیاه کافی نبوده و از برگرداندن آن ماده آلی زیادی به خاک اضافه نخواهد شد. کود سبز به منظور تقویت زمین از لحاظ مواد آلی غذایی مورد استفاده قرار می گیرد که بدین منظور گیاهان، برای مدت زمانی معین در مزرعه کاشته شده و بعد از رشد کافی به زمین برگردانده می شوند.
از گیاهان زراعی گوناگون اعم از علوفه ای و بقولات مانند انواع شبدر، عدس، باقلا و ... و همچنین گیاهان خودروی مانند ختمی، گل بنفشه، مرغ و حتی بعضی از اجزای گیاهی مانند ساقه و برگ سیب زمینی و شلغم می توان به عنوان کود سبز استفاده کرد.
گیاهانی برای تهیه کود سبز مناسب هستند که
1- دارای رشد سریعی بوده ومدت کوتاهی زمین زراعی را اشغال کنند.
2- پرشاخ و برگ، شاداب و سرشار از مواد غذایی باشد تا هم با سایه خود مانع سبز شدن بذر علف های هرز شوند و هم زیر خاک بردن آنها به سادگی انجام گیرد.
3- کم توقع بوده و برای حداکثر رشد خود به کود حیوانی یا شیمیایی کمتری احتیاج داشته باشند.
4- نیاز آبی آنها بسیار کم باشد که این ویژگی در مناطق گرمسیری و خشک اهمیت بیشتری دارد.
مزایای استفاده از کودهای سبز
1- تأمین ماده آلی: یکی از اثرات استفاده از کودهای سبز تأمین ماده آلی خاک است، به خصوص زمانی که کود حیوانی کافی در دسترس نبوده و یا بقایای گیاهی به جا مانده در زمین به حدی نباشد که بتواند مقدار هوموس خاک را در حد مطلوبی نگاه دارد. پس از برگرداندن کود سبز در خاک، هم قسمت های هوایی و هم ریشه های آن پوسیده شده و ماده آلی خاک را افزایش می دهد. کود سبز در زمین های سبک (شنی) ایجاد چسبندگی می کند و در زمین های سنگین (رسی) خاک را پوک و سبک می کند.
2- افزایش ازت: کود سبز علاوه بر کربن آلی، مقداری ازت آلی به خاک اضافه می کند. این مقدار ازت بر حسب شرایط، ممکن است ناچیز یا قابل توجه باشد. برای مثال چنانچه یک گیاه لگومینه (گیاهان خانواده بقولات) به خاک برگردانده شود، با توجه به این که بیشتر این گیاهان در شرایط مساعد، آمادگی و قدرت جذب و تثبیت ازت آزاد هوا را دارند. احتمال افزایش ذخیره ازت خاک زیاد است، حال آن که با برگرداندن گیاهی غیرلگومینه به خاک فقط در شکل ازت اولیه اک تغییر حاصل شده (ازت معدنی به آلی تبدیل می شود) و در مقدار آن افزایشی به وجود نخواهد آمد.
3- حفاظت خاک: در ماه هایی از سال که خطر فرسایش خاک وجود دارد، برای آن که خاک بی حفاظ نباشد، ازیک گیاه پوششی استفاده می شود. این گیاهان در مناطقی که باران های زمستانه زیاد است از نشست خاک های سنگین و همچنین از فرسایش خاک های سبک جلوگیری می کند. این گیاهان در مناطق بادخیز با پوشاندن خاک،سرعت باد را در سطح کم کرده و خاک را در مقابل کنده شدن حفظ و در جای خود نگه می دارد.
بهترین نمونه از گیاهان پوششی، چاودار زمستانه و یولاف بهاره است.
4- تأمین مواد بیوشیمیایی خاک: کود سبز به عنوان ماده غذایی مورد استفاده میکروارگانیسم های خاک قرار می گیرد و گاز کربنیک، گاز آمونیاک، ترکیبات نیتراته و بسیاری از ترکیبات ساده و پیچیده دیگر را تولید کرده و مورد استفاده نباتات زراعی قرار می دهد.
روش های کشت کودهای سبز
کودهای سبز را بر حسب شرایط مختلف می توان به طور کلی به دو صورت اصلی و فی مابین کشت کرد. از جمله مزایای انتخاب روش صحیح کشت این است که هم از فاصله زمانی موجود بعد از برداشت و کاشت نباتات زراعی استفاده بیشتر شده و هم از خاک و از رطوبتموجود در آن به طور کامل استفاده می برند و ادوات و ماشین آلات کمتری هم به کار گرفته می شد.
منظور از کشت اصلی آن است که، مانند گیاهان زراعی، کود سبز هم در فصل معین و به صورت یک زراعت اصلی یا تنها کاشته شود. زمان کشت اصلی می تواند پاییز و یا در بهار باشد. جز در مورد گیاهانی مثل ذرت، ذرت خوشه ای و یا یونجه که در بهار کشت می شوند، کشت دیگر کودهای سبز در پاییز انجام می گیرد.
قابل ذکر استدر مواردی کهاز کشت یک کود سبز نتیجه مطلوبی به دست نمی آید، توصیه می شود که دو گیاه را به صورت مخلوط با هم به عنوان کود سبز کشت کرد. لازم است که این دو گیاه از نظر خصوصیات زراعی مثل رشد و نمو شاخه، برگ و ریشه و همچنین خصوصیات آب و هوایی و نیازهای غذایی هماهنگی خاصی با یکدیگر داشته باشند. بهترین مثال از کشت مخلوط یولاف و نخودفرنگی و یا چاودار و ماشک است. کشت فی مابین در فاصله زمانی بین برداشت و کشت دو گیاه زراعی متوالی انجام می گیرد. اگر این کود سبز بعد از یک گیاه صیعی در اواخر تابستان یا اوایل پاییز کشت شده و دوران رشد آن تا زمستان یا حتی بهار سال آینده که زمین برای زراعت گیاه اصلی بعدی آماده می شود، ادامه یابد به آنها کشت فی مابین زمستانه می گویند. مانند انواع غلات به خصوص جو، چاودار، ماشک گل خوشه ای، چچم ریشک دار، شبدر گل میخکی و...
اگر کود سبز در فاصله بین برداشت زراعت اصلی پاییزه سال قبل و کاشت زراعت اصلی پاییزه سال بعد کشت شود، به آن کشت فی مابین تابستانه می گویند. (کاشت در اواخر بهار و برداشت در اواخر تابستان یا اوایل پاییز) مانند انواع شبدر، شلغم، چغندر علوفه ای، ذرت خوشه ای و...
شرایط برگردندن کود سبز به زمین
بهتر است کود سبز را پیش از برگرداندن، غلطک زده و اگر طول ساقه ها بلند است، آنها را درو کرد. در نتیجه ی این عمل ساقه های بلند، روی زمین خوابیدهو زیر خاک کردن آنها به وسیله گاوآهن آسانتر صورت می گیرد. شخم باید در جهت خط غلطک انجام گیرد زیرا در غیر این صورت گیاه کاملاً دفن نشده و مقدار زیادی از آن در مجاورت هوا خشک شده و از بین می رود.
پس از شخم و دفن کود سبز باید زمین را نیز غلطک زد تا با مساعد شدن شرایط تهویه زمین، پوسیدن کود تسریع شود. برای بهبود وضع تهویه در مناطق پرآب هم لازم است که زمین زهکشی شود.
در بعضی مواقع در صورت امکان می توان کود سبز را در جایی کاشته و پس از برداشت آن را در جای دیگری به زیر خاک برد.
کودهاي بيولوژيک يا زيستي
که نسل جدیدی از کود های موجود میباشند در حقیقت میکرو ارگانیسم های مفیدی هستند که در تغذیه گیاهان نقش همزیستی داشته و به تثیبت و جذب بهتر عناصر کمک میکنند.
کودهای زیستی (کود بیولوژیک) به مواد حاصل‌خیزکننده‌ای گفته می‌شود که دارای تعداد کافی از یک یا چند گونه از میکروارگانیسم‌های سودمند خاکزی هستند. کودهای زیستی، ریزاندامگان هایی (میکروارگانیسم‌هایی) هستند که قادرند عناصر غذایی خاک را در یک فرآیند زیستی تبدیل به مواد مغذی همچون ویتامینها و دیگر مواد معدنی کرده و به ریشه خاک برساند. مصرف کودهای زیستی کم هزینه تر هستند و در اکوسیستم آلودگی به وجود نمی‌آورد. کودهای زیستی مواد نگه‌دارندهٔمیکروارگانیزم‌های سودمند خاک می‌باشند.
عواملی که باعث کاهش جمعیت میکروارگانیسم های مورد نظر در خاکهای یک منطقه می شوند:
1- تنش های محیطی بلند مدت ( خشکی – حرارت زیاد و یخبندان – غرقاب ... )
2- استفاده بی رویه از سموم شیمیایی
3- عدم حضور گیاه میزبان مناسب به مدت طولانی
دسته بندی با توجه به نوع میکروارگانیسم‌ها کودهای زیستی:
۱-ریزاندامگان کارآ ( میکروارگانیسم‌های سودمند EM )
۲- کودهای زیستی باکتریایی (ریزوبیوم- ازتوباکتر- آزوسپریلیوم-...)
۳- کودهای زیستی قارچی (میکوریزا)
۴- کودهای زیستی جلبکی (جلبک‌های سبز- آبی و آزولا)
۵- کودهای زیستی اکتینومیست‌ها (فرانکیا)
نخستین کود بیولوژیک با نام تجارتی نیتراژین تولید شد که در اواخر قرن نوزدهم مورد استفاده قرار گرفت
ارگانیزم‌هایی که در تولید کودهای بیولوژیک مورد استفاده قرار می‌گیرند عمدتاً از خاک جداسازی می‌شوند. در شرایط آزمایشگاه در محیط‌های کشت مخصوص تکثیر و پرورش پیدا می‌کنند و بعد به صورت پودرهای بسته‌بندی شده و آماده، مصرف می‌شوند.
انواع کودهای بیولوژیک با توجه به اعمالی که میکروارگانیسم ها انجام می دهند
مهم ‌ترین کودهای بیولوژیک عبارتند از:
1) تثبیت کننده ازت هوا؛
2) قارچ‌های میکوریزی، که با ریشه بعضی از گیاهان ایجاد همزیستی کرده و اثرات مفیدی ایجاد می‌کند؛
3) میکرو ارگانیزم‌های حل کننده فسفات، که فسفات نا محلول خاک را به فسفر محلول و قابل جذب گیاه تبدیل می‌کنند؛
4) اکسید کننده گوگرد (تیو باسیلوس)، کودی که دارای باکتری تیو باسیلوس بوده و باعث اکسایش بیولوژیکی گوگرد می‌شود؛
5) کرم‌های خاکی، در تولید هوموس مورد استفاده قرار می‌گیرند و نوعی کود کمپوست به نام ورمی کمپوست (Wermy compost) تولید می‌کنند.
تثبیت کننده های ازت مولکولی :
با سابقه ترین و در حال حاضر رایج ترین انواع کودهای زیستی مربوط به تثبیت کننده های ازت است که در سطح جهانی مجموع مقدار ازتی که از این طریق به خاک اضافه می شود حدود 175 میلیون تن در سال بر آورد شده است. در چند دهه اخیر با توجه به افزایش جمعیت و تقاضای روز افزون برای مواد غذایی از کودهای شیمیایی به عنوان ابزاری برای نیل به حداکثر تولید در واحد سطح استفاده بی رویه شده که از جمله زیان ها و پیامدهای آن علاوه بر اتلاف سرمایه و خسارت مالی . شامل آلودگی منابع آبی و خاک. به هم خوردن تعادل عناصر غذایی خاک . کاهش بازده محصولات کشاورزی در اثر کمبود یا سمی بودن عناصر. تجمع مواد آلاینده ( نظیر نیترات ) در اندام های مصرفی محصولات زراعی و بطور کلی به خطر افتادن حیات و سلامتی انسانها و سایر موجودات زنده بوده است. امروزه رایج ترین کودهای میکروبی عرضه شده در سطح وسیع تجارتی مربوط به باکتری های تثبیت کننده ازت و مهمترین آنها مورد توجه برای استفاده های علمی شامل ریزوبیوم ها در همزیستی با لگومینوزها. فرانکیا با انواعی از گیاهان چوبی غیر لگومینوز. آزوسپریلیوم برای غلات و سیانو باکترها به حالت آزاد و یا همزیست با آزولا برای شالیزارهاست
قارچهای میکوریزا:
واژه میکوریزا اولین بار از سوی فرانک در سال 1885 ارائه شد. میکوریزا از دو کلمه ( Myco ) به معنی قارچ و ( Rhiza ) به معنی ریشه تشکیل شده است. میکوریزا نشان دهنده مشارکت در همزیستی بین قارچ و ریشه گیاه میزبان می باشد . در این سیستم قارچ پوشش گسترده ای از رشته های نخ مانند به هم تابیده به نام میسیلیوم را در اطراف ریشه گیاه میزبان تشکیل می دهد در این همزیستی قارچ قند، اسید های آمینه ، ویتامین ها و برخی مواد آلی دیگر را از میزبان دریافت و در مقابل معدنی و بیشتر از سایر مواد فسفات را خاک جذب و در اختیار گیاه قرار می دهد. اکثر گیاهان قادر به تشکیل سیستم میکوریزایی هستند بطور کلی 83 درصد از دولپه ای ها و 79 درصد از تک لپه ایها قادر به تشکیل سیستم میکوریزایی هستند. تعداد محدودی از گیاهان زراعی قادر به تشکیل سیستم میکوریزایی نیستند و بیشتر این گیاهان از خانواده های ( Cruciferae ) نظیر جنس های (Sinpsis، Brassica) و خانواده Chenopodiaceae جنس Beta و خانواده Polygonaceae جنس Fagopyrum میباشند.
جنبه های زیست شناختی میکوریزا: میکوریزا بر اساس وضعیت قرار گرفتن میسیلیوم های آنها روی ریشه گیاهان میزبان به دو گروه کلی تقسیم می شوند.

الف ) میکوریزای بیرونی ( Eetomycorrhizae )
این نوع میکوریزاها بیشتر در اکوسیستم های جنگلی که دارای مخلوطی از درختان پهن برگ و سوزنی برگ هستند مشاهده می شود . در این نوع همزیستی قارچ تولید میسیلیوم انبوه و متراکمی روی سطح ریشه می کند ولی با این نوع قارچ آلوده شده اند با پوشش متراکمی از ریسه قارچها پوشیده شده اند و مستقیم با خاک تماس ندارند.این نوع میکوریزا از راه افزایش سطح جذب ریشه باعث افزایش تحمل به خشکی گیاه میزبان به خصوص در مناطق خشک می شوند
ب ) میکوریزای درونی( Endomycorrhizae)
در این نوع میکوریزا آثار قارچی روی ریشه میزبان قابل مشاهده نیست و از نظر ظاهری فرقی بین ریسه های آلوده و غیر آلوده ندارد. هیف این قارچها از راه تارهای کشنده یا از راه سلول های اپیدرمی ریشه وارد سلول میزبان می شوند. هیف پس از ورود به سلول میزبان تولید شبکه ای می کند که این شبکه از رشته های نازک دو شاخه ای بنام آربا سکول تشکیل شده که دارای ساختاری شبیه اندام های مکنده می باشد تبادل متابولیت ها بین قارچ و سیتوپلاسم میزبان از طریق همین مناطق آرباسکول ها انجام می گیرد.آرباسکول معمولا 20 الی 40 درصد حجم سلول را در بر می گیرند پس از مدتی از بین رفته و هضم می شوند. انشعابات میسیلیوم های درونی ساختمان های کیسه مانندی با دیواره ضخیم ایجاد می کنند که به آنها وزیکول می گویند. وزیکول اندام های ذخیره ای مواد غذایی و همچنین شکل پایدار قارچ هستند وجود ساختمان های وزیکول و آرباسکول در این نوع میکوریزاها سبب شده است که آنها را قارچهای وزیکولار آربا سکولار بنامند.
مراحل تشکیل سیستم میکوریزایی
پس از آن که کلامیدوسپور در محیط مناسبی قرار گرفت جوانه زده و تشکیل میسیلیوم اولیه را می دهد اسپور قارچهای همزیست با ریشه گیاهان همگامی جوانه می زنند که ریشه های گیاهان میزبان تشکیل شده باشند ترشح مواد از سطح ریشه گیاه میزبان می تواند جوانه زنی اسپور را تحریک کند و سبب رشد جهت دار میسیلیوم به سمت ریشه گیاهان میزبان شود. این مواد همچنین در سرعت رشد هیف، منشعب شدن آن و تشکیل کلاف میسیلیومی تاثیر دارند. ترشحات ریشه اش بسته به نوع گیاهان ممکن است مواد فرار ، مواد قابل حل در آب و یا مواد متصل به سطح ریشه باشند. هنگامی که لوله هیف کنار ریشه گیاه میزبان قرار می گیرد تحریک می شود و به سطح ریشه گیاه میزبان می چسبد و در مرحله پایانی هیف در سطح ریشه گیاه میزبان نفوذ می کنند و وارد سلولهای ریشه می شوند.
میکوریزا و اثرات اغذیه ای آن در گیاه میزبان
تحقیقات متعدد نشان می دهد که فسفر ، ازت، پتاسیم ، روی ، مس ، گوگرد، کلسیم و آهن توسط سیستم میکوریزا جذب می شوند و به گیاه منتقل می شوند . بطور کلی مکانیسم جذب از طریق افزایش حجم خاک قابل دسترس توسط ریسه های قارچ است. در بین عناصر غذایی بیشترین نقش مایکوریزا در جذب فسفر است. نقش میکوریزا در تغذیه ازته گیاه به دلیل دارا بودن ضریب پخش زیاد آن ناچیز است. افزایش جذب ازت بوسیله سیستم های میکوریزایی بخصوص در میکوریزاهای بیرونی همزیست با گیاهان جنگلی مشاهده شده است. هنگامی که فسفر خاک در سطح پایینی باشد سیستم میکوریزا جذب فسفر و در نتیجه رشد گیاه را به نحوه چشمگیری افزایش می دهد . هیف ها قادر هستند که فسفات را از 15 سانتی متر سطح ریشه تا چند متری عمق خاک زیر ریشه دریافت کنند. همچنین هیف ها در منافذی از خاک نفوذ می کنند که امکان نفوذ تارهای کشنده ریشه وجود ندارد ( قطر تارهای کشنده حداقل 20 میکرومتر است در حالیکه هیف ها حداکثر 2-1 میکرو متر می باشند ) بعلاوه هیف ها از راه افزایش سطح تماس یا از راه افزایش طول موثر ریشه جذب عناصر غذایی را به شدت افزایش می دهند. طبق اظهارات آلن و همکاران ( 1992) هر یک سانتیمتر مکعب خاک دارای 2 الی 4 سانتیمتر ریشه ، 1 تا 2 متر تارهای کشنده و بیش از 50 متر هیف می باشد. قسمت اعظم فسفر موجود در خاک غیر محلول و غیر قابل استفاده مستقیم گیاه است. مطالعات متعدد نشان داده است که میکوریزاها می توانند آنزیم فسفاتاز سنتز کنند و از این راه امکان دسترسی به فسفر را افزایش دهند. برخی از انواع میکوریزاها اسیدهای کلات کننده تولید می کنند و از این راه حلالیت فسفر را برای جذب افزایش می دهند.
نقش میکوریزا در بهبود جذب آب
شواهد بسیار زیادی وجود دارد که نشانگر این است که میکوریزا می توانند سبب تغییراتی در روابط آبی گیاه و بهبود مقاومت به خشکی و یا تحمل در گیاه میزبان شود. بسیاری از محققین این خصوصیت را یک واکنش ثانویه در نتیجه بهبود جذب عناصر غذایی می دانند . افزایش هدایت هیدرولیکی آب در درون گیاهان میکوریزایی به شرح ذیل می باشد.
1- افزایش مجموع سطح ریشه به دلیل ایجاد پوشش وسیع میسیلیومی در منطقه ریشه و تارهای کشنده
2- نفوذ هیف به درون کورتکس ریشه و از آنجا به منطقه آندودرم یک مسیر کم مقاومی را در عرض ریشه برای حرکت آب فراهم می آورد و آب با مقاومت کمتری در عرض ریشه تا رسیدن به آوند چوبی روبرو می شود.
3- هیف از راه افزایش جذب عناصر غذایی مقاومت به انتقال آب را در درون ریشه کاهش می دهد.
4- میکوریزا رشد ریشه را افزایش داده و به دنبال آن یک سیستم گسترده از ریشه را برای جذب آب فراهم می نماید.
در مطالعات دیگری مشخص شد که جذب Co2 در حضور نور در گیاهان میکوریزایی بیشتر است لذا فتوسنتز بالاتری دارند. افزایش جذب Co2 در گیاهان میکوریزایی مربوط به کاهش مقاومت فاز مایع سلول های مزوفیلی برای عبور Co2 می باشد. هرایدولیتون ( 1988 ) روابط آبی گیاه را در سطوح مختلف غلظت فسفر مورد بررسی قرار دادند در این مطالعه مشخص شد که با افزایش میزان فسفر خاک تاثیر مفید میکوریزا کاهش می یابد و حداکثر تاثیر میکوریزا در سطوح پایین فسفر ظاهر می شود. میلر ( 2000 ) گزارش نموده است که در گیاهان میکوریزایی به دلیل افزایش فتوسنتز و تولید بیشتر مواد فتوسنتزی به ازای واحد آب مصرفی کارایی مصرف آب افزایش می یابد. قاضی و کاراکی ( 1988) بیان داشتند که گیاهان میکوریزایی به ازای تولید هر واحد ماده خشک آب کمتری مصرف می کنند. بنابراین ( WUE ) بالاتری دارند و WUE در گیاهان میکوریزایی در شرایط تنش خشکی محسوس تر است.
میکوریزا و اختصاص مواد فتوسنتزی:
شواهد بسیار زیادی وجود دارد که گیاهان می توانند سرعت فتوسنتز خود را افزایش دهند تا نیازهای همزیست خود را تامین نمایند این عمل از طریق افزایش سطح برگ و افزایش مقدار تثبیت Co2 به ازای واحد وزن برگ انجام می گیرد. گیاهان میکوریزایی در دوره های خشکی بهتر از گیاهان غیر میکوریزایی Co2 را جذب می نمایند. آلن و همکاران بیان داشتند ( 1986 ) که با وجود انتقال بیشتر مواد فتوسنتزی به ریشه ها در گیاهان میکوریزایی این انتقال تاثیری بر وزن خشک نمی گذارد این محققین تایید کردند که بخشی از فتوسنتز اضافی در گیاهان میکوریزایی به وسیله خود میکوریزا مصرف می شود.
میکوریزا و واکنش های مرفوفیزیولوژیکی:
گاهی اوقات سیستم های میکوریزایی تغییرات مرفولوژی را در گیاه ایجاد می نمایند که سرانجام آن بهبود بقاء و رشد مناسب تر گیاه می باشد. کریشنا و همکاران و ( 1981 ) بیان داشتند که میکوریزا پیچش و زایه برگها را تغییر می دهد و گیاه این واکنش را در جهت تنظیم و محدودیت جذب تشعشع و برقراری تعادل انرژی در برگ انجام می دهد. در این شرایط گیاهان غیر میکوریزایی از زیادی جذب تشعشع و گرما بشدت آسیب دیده و کاهش رشد نشان دادند. آلن و همکاران ( 1982 ) گزارش کردند که تغییرات هورمونی در گیاه با آلودگی میکوریزایی در ارتباط است و تغییرات مرفولوژیک برگ را در نتیجه واکنش به تغییرات هورمونهای گیاهی گزارش کردند. همچنین این دانشمندان در سال 1980 افزایش غلظت سیتوکنین را در برگ ها و ریشه کراس ها که همزیستی میکوریزایی داشتند گزارش کردند. در ضمن در سال 1986 نشان دادند که در شرایط تنش خشکی میکوریزا فنولوژی گل را به تاخیر می اندازد.دز ضمن دانشمندان دیگری افزایش میزان کلروفیل را در گیاهان میکوریزایی گزارش کرده اند.
میکروارگانیسم های حل کننده فسفاتهای نامحلول:
میکرو ارگانیسم های حل کننده فسفات بصورت ساپروفیت در منطقه ریشه ( ریزوسفر) فعالیت نموده و با مصرف ترشحات ریشه ترکیبات نامحلول فسفات ( مانند تری کلسیم فسفات ) را بصورت محلول قابل جذب گیاه در می آورند . این میکروارگانیسم ها با تولید و ترشح اسید های عالی اعم از مالیک ، سوکسینیک ، پیروپیونیک ، لاکتیک ، سیتریک ، کتوگلونیک ، در حلالیت فسفاتهای معدنی و کم محلول موثر می باشند و بعلاوه بسیاری از آنها با تولید آنزیم فسفاتاز آزاد شدن فسفر از ترکیبات آلی فسفر دار را موجب می شوند.
باکتری های ریزوسفری افزاینده رشد گیاه :
باکتریهای ریزوسفری مواد سیدروفور بعنوان ریزوباکتری های افزاینده رشد گیاه توصیف می شوند.این گروه از حاصلخیز کننده ها با تولید ترکیبات آلی خاص که قادر به تشکیل کلات با آهن فریک هستند و می توانند در تامین آهن مورد نیاز موثر باشند. سیدروفورهای میکروبی مولکولهای آلی نسبتاً درشتی هستند که میل ترکیبی شدیدی برای پیوند شدن با +3Fe دارند و نوعی کلات آهن قابل جذب فراهم میکنند. این باکتریها بیشتر از جنس پسودوموناس بوده اما لیت انواع دیگر آنها در حال گسترش است. ثابت شده است که تولید و ترشح سیدروفورهایی مانند ریزوباکتین می تواند در شرایط کمبود آهن محیط در قابلیت جذب آن برای لگومینوزها موثر باشد. همچنین مشخص شده است که باکتری ریزوبیوم تریفولی در گره های ریشه شبدر علاوه بر تثبیت ازت خاک توانایی تولید سیدروفور داشته و تلقیح آنها به گیاه میزبان می تواند بطور چشمگیری در قابلیت جذب آهن خاک موثر باشد. گروه دیگر باکتریهای ریزوسفری به عنوان عامل بیو کنترل مورد توجه قرار گرفته است. به عنوان مثال برخی از سویه های ریزوبیوم می توانند با تولید متابولیت های سمی ( ریزوبیوتوکسین ) از ایجاد بیماری ریشه توسط قارچهای مانند فیتوفتورا و ریزوکتونیا جلوگیری کرده و در حفظ سلامتی گیاه موثر واقع شوند.
سایر نقش های مفید باکتریهای ریزوسفری
1- تولید هورمون های رشد گیاه که نتیجه آن بهبود جذب آب و عناصر غذایی توسط گیاه است.
2- تاثیر روی بهبود جوانه زنی و ظهور گیاهک : این تاثیر روی دانه گیاهانی مانند سویا و کلزا پی از تلقیح با پسودوموناس در کانادا گزارش شده است.
3- تاثیر سینرژیستی با ریزوبیوم ها : مشاهده شده است که بذر لگومهای مختلف هنگامی که ضمن تلقیح با ریزوبیوم با باکتری های ریزوسفری تلقیح گردد موجب افزایش تعداد غده های ریشه و وزن آنها ،همین طور افزایش تثبیت ازت و بالا رفتن تولید محصول گیاهان لگومینوز شده است.
4- تولید بذر ترکیبهای آنتی بیوتیک مانند باکتریوسین ها برای حذف عوامل بیماریزا و نیز تحریک ژنهای دفاع گیاه برای فعال شدن مکانیسم های انواع طبیعی
میکروارگانیسم های تبدیل کننده مواد آلی زاید به کمپوست
میکروارگانیسم ها شامل انواعی از قارچها و باکتری هاست که برای تبدیل سریعتر بازمانده های آلی و تولید کمپوست مورد استفاده قرار می گیرند. کمپوست یک کود آلی و حاصل از مجموع تغییر و تبدیلهایی است که روی انواع بازمانده های گیاهی و جانوری در نتیجه توالی فعالیت گروههای مختلف میکروارگانیسم ها بوجود می آید به این ترتیب فرآورده این فرآیند میکروبی می تواند یک کود بیولوژیکی ( زیستی ) محسوب شود. تولید کود آلی کمپوست بطریقه بیوتکنولوژیکی و از کلیه منابع آلی از جمله زباله های خانگی ، ضایعات کشاورزی ( باگاس نیشکر ، ضایعات پسته، چای و کاه و کلش غلات ، سبوس برنج و ... ) و بازیافت فاضلاب های شهری و خانگی صورت می گیرد. در تولید آلی از اکتیواتورها یا تخمیر کننده های آلی استفاده می شود که شامل قارچهای جنس تریکودرها به عنوان عنصر تلقیح بر روی کمپوست و کود برگی است. گاهی از قارچها هومیکولا و آسپریلوس نیز به عنوان اکتیواتور استفاده می شود. این قارچها می توانند براحتی و به طور وسیع عمل تخمیر و تجزیه سلولز ، همی سلولز و لیگنین را انجام داده و تولید کمپوست بسیار مفید باشند. باکتریهایی مانند سلولرموناس وسیتوناگا نیز در تهیه کمپوست موثر هستند. شیرابه زباله نیز تولید می شود که برای تقویت خاک و افزایش عملکرد گیاهان بطور معنی داری موثری است. تهیه کمپوست از ضایعات کشاورزی نیز حائز اهمیت است به عنوان مثال اگر مقدار کلش برنج بطور متوسط حدود 5 تن در هکتار باشد با کمپوست کردن آن حدود 30 کیلوگرم ازت ، 5 کیلوگرم فسفر خالص ، 5 کیلوگرم گوگرد ، 75 کیلوگرم پتاسیم خالص و 250 کیلوگرم سیلیس در هکتار به خاک بر می گردد.
کرمهای خاکی تولید کننده ورمی کمپوست
ورمی کمپوست بطوریکه پیشوند این اصطلاح اشاره می دارد نوعی کمپوست تولید شده به کمک کرمهای خاکی است که در نتایج تغییر و تبدیل و هضم نسبی بازمانده های آلی در ضمن عبور از دستگاه گوارش این جانوران بوجود می آید. تولید ورمی کمپوست فن آوری استفاده از انواع خاصی از کرمهای خاکی است که بدلیل توان رشد و تکثیر بسیار سریع و توانایی قابل توجه برای مصرف انواع مواد آلی زائد، این قبیل مواد غالباً مزاحم را به یک کود آلی با کیفیت بالا تبدیل می کنند عبور آرام مداوم و مکرر از مسیر دستگاه گوارش کرم خاکی همراه با اعمال خرد کردن ، سائیدن، بهم زدن و مخلوط کردن که در بخش های مختلف این مسیر انجام می شود آغشته کردن این مواد به انواع ترشحات سیستم گوارشی مانند ذرات کربنات کلسیم ، آنزیم ها ، مواد مخاطی ، متابولیت های مختلف میکروارگانیسم ها دستگاه گوارش و بالاخره ایجاد شرایط مناسب برای سنتز اسیدهای هومیک در مجموع مخلوطی را تولید می کند که خصوصیاتی کاملا متفاوت با مواد فرو برده شده پیدا کرده است. فراورده ای که ورمی کمپوست خوانده می شود و از لحاظ کیفی ماده ای آلی با PH تنظیم شده سرشار از مواد هومیک و عناصر غذایی به فرم قابل جذب برای گیاه دارای انواع ویتامین ها ، هورمون های محرک رشد گیاه و آنزیم های مختلف است. از لحاظ ظاهری به صورت دانه ای شکل با رنگ تیره ، بدون بوی نامطبوع و دارای قابلیت عرضه تجارتی است.وجود 100 عدد کرم خاکی در متر مربع قادر به عبور دادن حدود 250 تن خاک در سطح یک هکتار در سال و حفر 4 تا 5 هزار کیلومتر راه و کانال در هکتار در سال است. در ضمن تولید کمپوست کرمها هم به مقدار بسیار زیاد تکثیر می شوند که پس از جدا کردن کود از این کرمها به عنوان یک ماده غذایی سرشار از پروتئین ( 54 تا 72 درصد پروتئین بر حسب وزن خشک بدن ) و حاوی اسیدهای چرب غیر اشباع ( 5/2 الی 3 درصد وزن خشک بدن ) املاح مفید مانند ید در صنایع مرغداری ، پروش ماهی و یا مخلوط کردن در جیره غذایی دام استفاده می شود.
مهمترین گونه مورد استفاده برای تولید ورمی کمپوست ایسنیا فتیدا است که به دلیل سرعت رشد و تکثیر و توانایی کافی برای مصرف انواع مواد آلی زاید بیش از سایر انواع ، مورد استفاده قرار می گیرد علاوه بر آن از یک گونه اودریلوس که منشاء آن آفریقاست نیز استفاده می شود، تولید ورمی کمپوست بیشتر با استفاده از گونه های محلی از جنس های متافیر و آمینس انجام گرفته است از ورمی کمپوست فعلا بیشتر در سبزیکاریها ، خزانه و نهالستانها و به عنوان کود گلدانی برای پروش گیاهان زینتی استفاده می شود . در هند برای تولید قارچ خوراکی نیز توصیه شده است.
در دهه‌های گذشته بدلیل مصرف کودهای شیمیایی اثرات زیست محیطی متعددی از جمله انواع آلودگی‌های آب و خاک و مشکلاتی در خصوص سلامتی انسان و دیگر موجودات زنده به وجود آمد. سیاست کشاورزی پایدار و توسعه پایدار کشاورزی، متخصصین را بر آنداشت که هر چه بیشتر از موجودات زنده در خاک در جهت تأمین نیازهای غذایی گیاه کمک بگیرد و بدین سان بود که تولید کودهای زیستی آغاز شد. نخستین کود زیستی در اواخر قرن نوزدهم مورد استفاده قرار گرفت و از آن تاریخ به بعد سایر کودهای بیولوژیک ساخته شدند. اندامگان (ارگانیزم‌هایی) که در تولید کودهای بیولوژیک مورد استفاده قرار می‌گیرند عمدتاً از محیط زیست جداسازی می‌شوند. در شرایط آزمایشگاه در محیط‌های کشت مخصوص تکثیر و پرورش پیدا می‌کنند، آماده و مصرف می‌شوند.البته مصرف کودهای زیستی دیرینگی زیادی دارد. تولیدکنندگان محصولات برای تقویت زمین‌های کشاورزی، گیاه تیره‌ای به نام لگومینوز را کشت می‌کردند و بر این باور بودند که با کشت آن باروری خاک افزایش پیدا می‌کند.
امروزه با افزایش تولید کشاورزی به جهت رفع نیازمندی‌های رو به رشد جمعیت در حال گسترش، نگرانی در مورد آینده تأمین غذا برای مردم مطرح گردیده است. آلودگی‌های آب، خاک، هوا و فرسایش خاک، مقاومت آفات به سموم و گسترش کود شیمیایی سبب گردید تا به جهت حفظ منابع به گذشته و کشت‌های صنعتی برگردیم. پس برای تولید محصولات سالم و پاک و در نتیجه انسان‌هایی سالم و با نشاط، هیچ راهی جز کشاورزی زیستی نداریم، کشاورزی زیستی و دامی. استفاده از فرآورده‌های گیاهی زیستی رابطه تنگاتنگ با تندرستی افراد جامعه دارد.
با توجه به تقاضای روزافزون برای مصرف فرآورده‌های کشاورزی زیستی، که بنمایه آن بر مدیریت درست خاک و محیط رشد گیاه و درخت بنیان است، به گونه‌ای عمل می‌شود که در تغذیه گیاهان و درختان، تعادل بین عناصر مورد نیاز در خاک به هم نخورد و در هنگام رشد نیز، نیازی به استفاده از سموم و آفت‌کش‌ها نباشد. و در تغذیه خاک کشاورزی، به جای استفاده از کود شیمیایی ار کودهای طبیعی نظیر خاک برگ، جلبک و کودهای حیوانی و بیولوژیکی استفاده شود. در صورت نیاز به مبارزه با آفت‌ها نیز به جای کاربرد سموم و آفت‌کش‌های شیمیایی، از شیوه‌های زیستی همچون ریزاندامگان کارآ، کفشدوزک، زنبورها و باکتری‌ها و یا از ارقام مقاوم به آفت‌ها در کشت و زرع، بهره‌برداری می‌شود و در این نوع کشاورزی از دانه‌های اصلاح شده ژنتیکی و در معرض تابش پرتو قرار گرفته استفاده نمی‌شود.
از اینسو، محصول نهایی که به دست مصرف کننده می‌رسد بدور از باقیمانده‌های سمی و شیمیایی و ماده نگه‌دارنده خواهد بود. از سوی دیگر، فرآورده‌های خوراکی با کیفیت، که محصول کودهای زیستی است نه تنها باعث رضایت مصرف کنندگان می‌شود بلکه تأمین و تضمین سلامت جسمی آنان را نیز در پی دارد.
گیاهان نیز مانند انسانها برای رشد و نمو به ومواد غذایی نیاز دارند . فتوسنتز تامین كننده كربوهیدرات است و به علاوه لازم است عناصر معدنی خاصی از محیط ریشه جذب گیاه شود . جذب عناصر توسط ریشه گیاهان به صورت اختصاصی نیست , به این معنی كه وود عناصر در گیاه دلیل بر ضروری بودن آن برای رشد و نمو نیست . گیاه قادر به تشخیص مواد جذب شده از خاك نیست , چون اگر چنین بود علف كش ها را جذب نمی كرد . شرایط ضروری بودن عناصر این است كه فقدان عنصر , رشد زایشی و رویشی را با مشكل مواجه كند . با به كار بردن عنصر علایم كمبود بر طرف شود و عنصر مستقیما در تغذیه گیاه نه در فعالیت های شیمیایی یا میكروبیولوژی خاك یا محیط كشت موثر باشد . برخی از حشره كش ها كه به خاك اضافه می شود از طریق سیستم آوندی به تمام قسمت های گیاه منتقل و در اثر تغذیه حشره از شیره گیاه منجر به مرگ آن می شود .
90 در صد وزن گیاه را آب و 90 در صد وزن ماده خشك را كربن , هیدروژن و اكسیژن تشكیل می دهد و 10 درصد باقی مانده را 14 عنصر ضروری تشكیل می دهد . این عناصر شامل عناصر پر مصرف و كم مصرف و كلر و سدیم می باشد .
عناصر پر مصرف : نیتروژن , فسفر , پتاسیم , كلسیم ,منیزیم , گوگرد .
عناصر كم مصرف : آهن , بر , منگنز , مس , روی , مولیبدن , كلر .
توزیع مواد معدنی در گیاه : اگر برگ در دمای 500 درجه سانتی گراد به مدت 4 سات قرار داده شود مشخص می شود كه 95 – 90 درصد برگ را آب تشكیل داده است و دارای 10 – 5 درصد ماده خشك می باشد و 25 – 1 درصد ماده خشك را مواد معدنی تشكیل می دهد . میزان مواد معدنی بستگی به نوع اندام یا بافت و سن آن دارد . میزان مواد معدنی در بذر بیشتر از میوه و در ریشه كوچك , بیشتر از ریشه بزرگ می باشد. دی اكسید كربن خاك در تركیب با آب تشكیل اسید كربنیك می دهد كه باعث شكستن مواد آلی خاك , ذرات خاك . كود ها می شود و باعث آزاد شدن یون ها و جذب آن ها توسط ریشه می گردد.
ظرفیت تبادل كاتیونی : ظرفیت تبادل كاتیونی به میزان بار منفی ذرات خاك مربوط می شود . بر حسب واحد اكی والان بر 100 سانتی متر مكعب بیان می شود . چون غلظت اكثر عناصر غذایی در داخل ریشه بیشتر از محیط رشد است . برای جذب مقادیر اضافی نیاز به انرژی است كه از طریق شكستن قند حاصل می گردد . میزان تبادل كاتیونی رس بیشتر از مواد آلی است .
شاخص شوری : اصولا كودها حاوی نمك هستند و وقتی به خاك اضافه می شود میزان نمك خاك را افزایش می دهند. انتخاب كود مناسب كمك می كند تا غلظت نمك خاك در حد پایین حفظ شود . منظوراز شاخص شوری اثری است كه كود های مختلف روی میزان شوری خاك دارند. شاخص شوری نتیترات سدیم را 100 در نظر می گیرند و شاخص شوری سایر كودها را بر اساس آن رتبه بندی می كنند .
صدمه شوری به گیاهان: میزان غلضت املاح موجود در خاك و سلول های ریشه تعیین كننده انتقال مواد از محلول به داخل گیاه است و جریان آب به طرف غلظت بیشتر املاح بوده كه معمولا میزان آن در محیط خاك بیشتر از سلول های ریشه بوده و از این جهت جریان مواد از محیط ریشه به داخل سلول های گیاه است .
معمولا صدمه شوری اسمزی است . در اثر افزایش غلظت نمك در محیط ریشه آب از سلول های ریشه به محیط ریشه كشیده می شود در نتیجه محتوایی سلول به خارج ازآن كشیده می شود و گیاه دچار پلاسمولیز می شود . وقتی كه پلاسمولیز در تعداد زیادی از سلول های گیاه روی می دهد خشكی فیزیولوژی اتفاق می افتد و سلولهای ریشه دچار كم آبی شدید می شود .
روشهای كاهش نمك بستر محیط ریشه : برای كاهش میزان شوری خاك باید كود های شیمیایی را به مقدار مناسب مصرف كرد . اگر غلظت نمك به حدی برسد كه باعث كاهش رشد شود , باید خاك را شستشو داد تا نمك اضافی از خاك خارج شود . میزان آب مورد نیاز 203.8 – 122.8 لیتر آب در هر متر مربع بستر می باشد و پس از 30 دقیقه دومین آبیاری باید
انجام شود تا نمك ها از خاك خارج شود. اگر میزان نمك خاك خیلی زیاد باشد سومین و چهارمین آبیاری نیز مورد نیاز می باشد . زهكشی مناسب خاك باعث خروج نمك ها می شود . به طور كلی میزان نمك های قابل حل در خاك می تواند توسط آبیاری كافی و استفاده از محیط كشت با زه كشی مناسب كنترل كرد .


برچسب‌ها: انواع کودها ,
+ نوشته شده در  دوشنبه 20 شهريور 1396ساعت 12:20  توسط سروستان  | 

اسید فولویک


اسید فولویک یک الکترولیت آلی قوی است که سلول ها را تنظیم می کند و به آنها انرژی می دهد. (الکترولیت ماده ای محلول آب و سایر محیط هاست که می تواند جریان الکتریکی را هدایت کند.) سلامت فیزیکی گیاه و جانوران ریز با توان الکتریکی مناسب آن تعیین می شود. اسید فولویک ماده استخراجی قوی از هیومیک است که فواید زیادی برای خاک و گیاه دارد. پودر اسید فولویک کیفیت هزاران محصول را افزایش می دهد. وقتی که اسید فولویک در برنامه کشاورزی قرار می گیرد، سؤال بسیاری از پرورش دهند گان گل و گیاه این است که " من بدون این محصول چگونه می توانیم کار کنم؟" اسید فولویک باعث افزایش تقسیم و رشد سلول ها می شود. رشد ریشه را افزایش می دهد که باعث افزایش گیاهان ریشه ای می شود.

پودر اسید فولویک
این پودر زرد - قهوه ای محلول ماده ای چند کاربرد و به احتمال قوی با ارزش ترین ماده غذایی کشاورزی است.
پودر زرد - قهوه ای محلول که دارای 70% اسید فولویک است ماده ای که محرک بیولوژیکی استثنایی است. این محصول دارای ظرفیت حمل مواد مغذی به صورت خارق العاده است که به CEC، 1400 بستگی دارد. این محصول 85% قابل حل است و عناصر غیر قابل حل به شکل ذرات ریز سیلت می باشند که وقتی از طریق آبیاری قطره ای استفاده می شوند باید فیلتر شوند.
اسید فولویک فعال بیولوژیکی
اسید فولویک یکی از با ارزش ترین مواد موجود در کشاورزی و زیست شناسی است. این ماده به طور حتم ماده ای چند کاربردی و تولیدی است که کیفیت بسیاری از محصولات را افزایش می دهد و فواید زیادی را برای خاک و گیاه ایجاد می کند.
فواید
یک الکترولیت آلی قوی است که می تواند همه سلول ها را تنظیم کند و به آنها انرژی بدهد. (الکترولیت ماده محلول در آب و سایر محیط هاست که می تواند جریان الکتریکی را هدایت کند.) سلامت فیزیکی گیاهان و میکروب ها توسط توان الکتریکی مناسب تعیین می شود.
دارای توانایی خاصی برای حل مواد معدنی و عناصر کمیاب است. این ویژگی اهمیت زیادی در حل سریع مواد معدنی، فسفات و کلسیم و مورد نیاز گیاهان را دارد.
اسید فولویک عامل کلاته کننده قوی و طبیعی است که عناصر فلزی را به شکل قابل جذب و مواد غذایی را به مواد بیولوژیکی تبدیل می کند. و اندازه مولکولی خیلی کوچکش باعث شده که مواد معدنی کلاته گردد. فولویک خیلی سریع وارد دیواره های گیاهان شوند.
همراه با محلول پاشی برگی مانند، اسید فولویک ظرفیت گیاهی را برای جذب اکسیژن افزایش می دهد که باعث افزایش رشد می شود.
اسید فولویک طول رشد گیاه را افزایش می دهد به این ترتیب که فرآیند پیر شدن را به تأخیر می اندازد.
اسید فولویک جذب تمام عناصر را افزایش می دهد، ماده جذب بسیار خوبی است.
اسید فولویک می تواند با جانشین شدن یا تأثیر بر نور خورشید فتوسنتز را افزایش دهد. این ویژگی مواقعی که هوا به مدت طولانی ابری است بسیار مهم است.
اسید فولویک باعث افزایش نفوذ پذیری غشای گیاهان می شود و باعث افزایش جذب تمام ماده غذایی و سایر موادمعدنی مورد نیاز گیاه می شود. باید مراقب بود که جذب زیاد باعث مسمومیت گیاهی Phytotocicity نشود.
اسید فولویک محافظ خوبی در برابر سرمازدگی است به این ترتیب که ذخیره رطوبت را افزایش می دهد و می تواند سطوح بالای بریکس را بسازد. گیاهان با سطح بالای بریکس دیرتر پژمرده می شود. ضمناً مقاومت گیاه را در مقابل تنش ها افزایش می دهد.
اسید فولویک می تواند آلاینده های موجود در خاک را سم زدایی کند که باعث کاهش مسمومیت عناصر سمی در گیاه و باعث خسارت در فعالیت خاک می شود و با تجزیه سریع سم ها را کاتالیز می کند.
اسید فولویک سیلیس را حل می کند و فواید این عنصر را افزایش می دهد.
اسید فولویک باعث افزایش متابولیسم پروتئین ها می شود.
اسید فولویک باعث افزایش باز شدن روزنه ها و تعرق می شود.
اسید فولویک به تنفس گیاه کمک می کند و تنفس میکرواورگانیسم های مفید را افزایش می دهد.
اسید فولویک به طور مستقیم بر فرآیند های متعدد آنزیمی تأثیر مثبت می گذارد.
اسیدفولویک اندازه مولکولی بسیار ریزی دارد که مواد معدنی کلاته شده فولویک را قادر می سازد تا از دیواره های گیاهی سریع عبور کنند.
اسید فولویک تسهیل کننده مواد غذایی ثانویه است به این دلیل که دارای CEC خارق العاده می باشد.
باعث افزایش دراز شدن و تقسیم سلول می شود. رشد ریشه افزایش می یابد که باعث افزایش گیاهان ریشه ای می شود.
اسید فولویک در برابر خشکسالی از گیاه محافظت می کند به این ترتیب که ذخیره سازی رطوبت را افزایش می دهد و به این دلیل که می تواند بریکس را در سطوح بالا بسازد. گیاهان با بریکس بالا کمتر پژمرده می شوند.

کاربردهای اسید فولویک
اسید فولویک بسیار کاربردی تر از اسید هیومیک است به این دلیل که با تمام مواد اسیدی و قلیایی سازگار است.
اسید فولویک می تواند با تمام عناصر کمیاب سولفاتی ترکیب شود تا یک ماده کلاته کننده ارزان به وجود آورد.
بر خلاف اسید هیومیک که با نیترات کلسیم ناسازگار است، اسید فولویک می تواند با نیترات کلسیم ترکیب شود تا عنصر سازنده کلسیم را کلاته کند و نیتروژن را تثبیت کند.
بر خلاف اسید هیومیک، اسید فولویک می تواند با تمام کودهایی که دارای فسفات محلول هستند مثل اسید فسفریک ترکیب شود.
اسید فولویک می تواند با تمام علف کش ها ترکیب شود تا بقایای سمی را خنثی کند.
اسید فولویک باعث افزایش جذب مواد غذایی و سایر مواد می شود. کاهش ورود مواد غذایی برای جلوگیری از مسمومیت گیاهی لازم است.
اسید فولویک عملکرد زمانی اوره را به بیش از 80 روز افزایش می دهد.

کابردهای تخصصی
مصرف با اوره: 35 گرم در هر 20 کیلوگرم اوره
با علف کش ها: 35 گرم اسید فولویک با هر لیتر از علف کش

پودر فولویک پر طرفدار می شود
پودر اسید فولویک محلول Hurna-Tech به سرعت در حال تبدیل شدن به بزرگترین کود هومیکی است به این دلیل که پرورش دهندگان گل و گیاه پی به فواید چندگانه آن برده اند و در ابتدا فرض می شد که تولید کشاورزی اسید فولویک مایع با استفاده از پودر محلول دارای 20% ذرات نا محلول است که وقت زیادی از غربال گری را می گیرد. اما از آن موقع به بعد، دریافتند که بخش های نامحلول پودر بسیار ریزتر از آن هستند که صافی (غربال ها) را مسدود کند. بنابراین نیازی نیست که این مواد را از محلول نهائی جدا کنند.

تقویت کودها با اسید فولویک
اسید فولویک عامل کلاته کننده قوی است و اندازه مولکولی بسیار ریزی دارد که به آن اجازه می دهد تا سریع و آسان از طریق روزنه های کوچک (منفذهای تنفس کننده) که زیر برگ قرار دارند به داخل حفره گیاه وارد شود.

مقدار مصرف
مصرف در خاک قبل از کاشت: kg 5-2 در هر هکتار
مصرف در خاک در حین داشت: kg 3-2 در هر هکتار
مصرف همراه با کودهای شیمیایی: 2-1% کل مخلوط
محلول پاشی: 350-750 گرم در هر هکتار (350 گرم برای 1000 لیتر آب)
محلول پاشی برگی: باغبانی 350-750 گرم در هر هکتار (350 گرم برای 1000 لیتر آب)
محلول پاشی صیفی جات، سبزیجات: (35 گرم برای 100 لیتر آب)
مساحت وسیع: 150-80 گرم در هر هکتار

نکته: ممکن است روی برگ و یا میوه باقی بماند. از محلول پاشی نزدیک فصل برداشت خودداری کنید.


برچسب‌ها: اسید فولویک ,
+ نوشته شده در  يکشنبه 19 شهريور 1396ساعت 23:56  توسط سروستان  | 

آزمون آب جهت کشاورزان


نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
شماره تماس :
عنوانمیلی اکی والان در لیترمیلی گرم در لیتر
Ca2+
Mg2+
Na+
K+
جمع کاتوینها (S. Cations)
درصد سدیم محلول (S.S.P)
نسبت جذب سدیم (S.A.R)
کربنات سدیم باقیمانده (R.S.C. meq/l)
طبقه بندی(Classification)
CO32-
HCO3-
Cl-
SO42-
جمع آنیونها (S.Anions)
اسیدیته (pH)
هدایت الکتریکی (EC×106 )
مجموع املاح کل (T.D.S mg/lit)
سختی کل (T.H mg/l CaCO3)
Total Alkalinity (mg/l CaCO3 )
NaCl (mg)

برچسب‌ها: آزمون آب جهت کشاورزان ,
+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 شهريور 1396ساعت 21:10  توسط سروستان  | 

آزمون خاک جهت کشاورزان


نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
شماره تماس :
عمقدرصد انبار S.PSARهدایت الکتریکی ECاسیدیته PHدرصد مواد خنثی شونده T.N.V %کربن آلی O.C %ازت کل Total N%پتاسیم قابل جذب Available K ppmرس Clay%ماسه Sandiنوع بافت خاک Texture
20-0
60-20
90-60


برچسب‌ها: آزمون خاک جهت کشاورزان ,
+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 شهريور 1396ساعت 21:01  توسط سروستان  | 

 
ساخت وبلاگ رایگان تور روسیه بلیط هواپیما بلیط هواپیما تدریس خصوصی زبان انگلیسی هوشمند سازی ساختمان خانه هوشمند
بستن تبلیغات [X]